فیکشن هزبین هتل TVDeer
🪶 فیکشن هزبین هتل (TV-Deer):
✍🏻 پارت چهارم:
* ازاونجایی که واکس هر جای شهر یه چشم داره میتونه بعد یه مدت کوتاه راحت پیداش کنه..
جمعیت زیادی صف کشیدن تا ببینن اخباری که خوندن واقعیه یا نه..
- چقد شلوغه..
قطعا یه اورلورد مثل واکس داخل صف وانمیسته و فورا بین جمعیت تلپورت میشه..
بقیه با دیدن واکس فرار میکنن و ازش فاصله میگیرن، با این حال واکس به حرفای داخل جمعیت گوش میده..
بین حرفای مردم اسم گناهکار جدید رو میشنوه..
- پس اسمش آیونه.. (* تلفظش: Aion)
واکس میره داخل و آیونو مشغول حرف زدن با یه نفر دیگه میبینه..
= خدای من ببین کی اینجاس!
* آیون مکالمشو قطع میکنه و همه رو بیرون میکنه..
میدوه سمت واکس و فوری باهاش دست میده، واکس که از رفتار آیون خوشش اومده، لبخند میزنه..
= واقعا از اینکه سعادت دیدن شما رو دارم هیجان زده شدم!
از همون چند ماه پیش که اومدم اینجا و شما رو شناختم تحسینتون میکردم!
فقط خواستم بدونین من یکی از طرفدارای پروپاقرصتونم!
- اوه، البته! من طرفدارای زیادی دارم، اما اومدم اینجا تا ببینم واقعا چه کاری ازت برمیاد..
= هر چیزی که بخواین! حتما میدونین که مــ..-
- اره خبر دارم که گفتی میتونی زمان رو دستکاری کنی.. میخوام ببینم واقعا اینکارو میکنی..
بخدا از این طولانی تر نمیشه نوشت..🌚🤌🏻
البته یکم نحوه نوشتنم خنوکه خودم حسش میکنم، تا حالا فیکشن ننوشتم..
ولی از این بهتر نمیشه فیکشن نوشت، نمیخوام خیلی بپیچونمش که حوصله سربر بشه..
★ بقیه پارتا:
https://wisgoon.com/c/2350057
✍🏻 پارت چهارم:
* ازاونجایی که واکس هر جای شهر یه چشم داره میتونه بعد یه مدت کوتاه راحت پیداش کنه..
جمعیت زیادی صف کشیدن تا ببینن اخباری که خوندن واقعیه یا نه..
- چقد شلوغه..
قطعا یه اورلورد مثل واکس داخل صف وانمیسته و فورا بین جمعیت تلپورت میشه..
بقیه با دیدن واکس فرار میکنن و ازش فاصله میگیرن، با این حال واکس به حرفای داخل جمعیت گوش میده..
بین حرفای مردم اسم گناهکار جدید رو میشنوه..
- پس اسمش آیونه.. (* تلفظش: Aion)
واکس میره داخل و آیونو مشغول حرف زدن با یه نفر دیگه میبینه..
= خدای من ببین کی اینجاس!
* آیون مکالمشو قطع میکنه و همه رو بیرون میکنه..
میدوه سمت واکس و فوری باهاش دست میده، واکس که از رفتار آیون خوشش اومده، لبخند میزنه..
= واقعا از اینکه سعادت دیدن شما رو دارم هیجان زده شدم!
از همون چند ماه پیش که اومدم اینجا و شما رو شناختم تحسینتون میکردم!
فقط خواستم بدونین من یکی از طرفدارای پروپاقرصتونم!
- اوه، البته! من طرفدارای زیادی دارم، اما اومدم اینجا تا ببینم واقعا چه کاری ازت برمیاد..
= هر چیزی که بخواین! حتما میدونین که مــ..-
- اره خبر دارم که گفتی میتونی زمان رو دستکاری کنی.. میخوام ببینم واقعا اینکارو میکنی..
بخدا از این طولانی تر نمیشه نوشت..🌚🤌🏻
البته یکم نحوه نوشتنم خنوکه خودم حسش میکنم، تا حالا فیکشن ننوشتم..
ولی از این بهتر نمیشه فیکشن نوشت، نمیخوام خیلی بپیچونمش که حوصله سربر بشه..
★ بقیه پارتا:
https://wisgoon.com/c/2350057
- ۴.۷k
- ۱۶ فروردین ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۱۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط