{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

بریده از دقایقم ، غزل سرای غصه ها

بریده از دقایقم ، غزل سرای غصه ها
نگاه دل به سوی تو ، نگاه تو به نا کجا

سلول کوچکی شده ، بدون تو جهان من
نمی توان نفس کشید ، درین کسالت هوا

درین تهاجم کویر ، شدی تو سایبان دل
و قطره قطره خشک شد ، طراوت دقیقه ها

چه بی بهانه آمدی ، سعادتم رقم زدی
در ابتدای فصل عشق ، بگو غریبگی چرا ؟

شدی از عشق دلزده؟ چه بر سر تو آمده
که من غریبه ای شدم ، غریبه، یار و آشنا

به هر کجا که می روی، رفیق هر که می شوی
خدا کند به میل تو ، شود تمام ماجرا

نیا دگر که بعد از این ، پس از غروب نبض عشق
به روی دوش می کشی، جنازه ی دل مرا
دیدگاه ها (۲)

باد خواهد برد عشقی را که من دارم به توبعد از این یک عمر بی م...

بیت بیت غزل از درد شکایت داردشعرهایم همه از هجر روایت داردغز...

دست من نیست اگر دل نگرانم، چه کنم!می روی، باز همانم که هما...

دلتنگم، آنچنان که اگر بینمت به کامخواهم که جاودانه بنالم به ...

ابراز کن.. نزار دیر بشهگاهی آدم از خودش تعجب می کنه ؛ از این...

گاهی آدم از خودش تعجب می کنه ؛ از این که چطور با قلبی خسته ،...

Part ۲: ملاقات در بارانباران همچنان بی‌وقفه می‌بارید.قطره‌ها...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط