دلتنگی نه حرف حالی اش می شود

.
دلتنگی نه حرف حالی اش می شود
نه نگاه
نه گفتنِ مدامِ دوستت دارم
دلتنگی یک سکوت می خواهد
یک آغوش
که بویِ عطرِ تو را تنها داشته باشد
که بدانی دور که شد
هنوز هم آغشته باشد از بویِ تو
دلتنگی
امنیت می خواهد
دیدگاه ها (۶)

از خونه بیرون اومدم و دیدم اونم سوئیچ ماشینشو برداشت و اومده...

اگ اسمم بره رو کتابا پشت ویترین کتاب فروشی دیگه محل هیچکی نم...

شیشه را بِشکَن ..!! دوباره جُفت و جورَش کُن وَلی .. " دِل .....

موضوع: پروانه ای هستم که در تاریکی شب، شمعی روشن پیدا کرده ا...

دوستت می دارمتو به زندگی می مانیبه بوییدنِ عطر یک نامهپیش از...

الفبای دلبری را خوب آموخته ای: کمند زلف بردوش، روسری بر دوش...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط