{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

کاش کسی بود امشب با من کمی قدم میزد...

کاش کسی بود امشب با من کمی قدم میزد...
کمی شعر میخواند و کمی حرف میزد..
و من برایش درد و دل می کردم و برایش اشک می ریختم..
کاش کسی بود امشب و من برایش چای میریختم
و او با لبخندی و نگاهی برایم دست تکان میداد.....
کاش کسی بود امشب ...
دیدگاه ها (۵)

من و دنیا ..همدیگر را رنگ میکنیم ،من با مداد سیاه، دنیا با م...

در محفل خود راه مده همچو منی را،،،افسرده دل افسرده کند جماعت...

هنوز به اندازه همان شب عصبانیم، همان شبی که از درد اشک می‌ری...

دل ندادم که مرا یک روز خاکستر کنیدل به تو دادم که حالم را کم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط