{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

بهم گفت:چرا شبها نمیخوابی؟!

بهم گفت:چرا شبها نمیخوابی؟!
چیزی نگفتم...
دوباره پرسید:چرا از خوابیدن میترسی؟چرا فرار میکنی؟
ایندفعه تو چشماش نگاه کردم و بهش گفتم:تو خواب چیزایی رو میبینم که تو واقعیت زندگیم نیستن و این منو اذیت میکنه...
نمیدونم چرا بعد اون شب دیگه حتی خودشم نمیخوابید!
#مینا_احمدی‌راد #مدل_لباس
دیدگاه ها (۳)

وقتی...(پارت دوم)

گل خونی پارت 41: چرا  میری تازع داشتیم حرف میزدیم - باید گوش...

[]عمارت عشق[] part 6 / پارت ویژهلباسارو خریدیم و از پاساژ بی...

پارت ۴ ویو ا.ت با نوازش دستایی روی موهام چشمام رو باز کردم ت...

(کشتار مافیا) «پارت 1»11سال قبل گو هاجین: لطفا بهمون رحم کن ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط