{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

بهم گفت:چرا شبها نمیخوابی؟!

بهم گفت:چرا شبها نمیخوابی؟!
چیزی نگفتم...
دوباره پرسید:چرا از خوابیدن میترسی؟چرا فرار میکنی؟
ایندفعه تو چشماش نگاه کردم و بهش گفتم:تو خواب چیزایی رو میبینم که تو واقعیت زندگیم نیستن و این منو اذیت میکنه...
نمیدونم چرا بعد اون شب دیگه حتی خودشم نمیخوابید!
#مینا_احمدی‌راد #مدل_لباس
دیدگاه ها (۳)

زندگی شعریست... ابیاتش،همه آغوش توست... #نرگس_پورمختار

هَر بار که دستش میرفت تویِ موهام...یک لایه درد...همراهِ دستش...

‏عمر یعنی:لحظاتی را که با تو سپری کردم...و به هیچ چیز دیگری ...

یکیو تو زندگیتون راه بدید که برای بودن و موندنش نیازی نباشه ...

Part: 23The name of the story: Mafia my savior(مافیا نجات ده...

زیر نور ماه 🎑Part : 5 کوک ویو : نشستم روی مبل تا به همکارش ب...

آقای هوسوک پارت ۷

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط