{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

سناریو

#سناریو
وقتی بارون میاد و میگی بریم بیرون☆☔🌧

☆هیونگ لاین☆


☆نامجون ☆
بوی هوای بارونی تو خونه می‌پیچید
نامی داشت کتاب می‌خواند منم داشتم از پشت شیشه به بارون نگاه میکردم خیلی آروم گفتم
ا/ت:نامی....بیا بریم بیرون
نامی:هوا سرده بارون هم داره میاد ...مریض میشی...نمیشه
ات یه نگاهی به نامی کرد دید حتا سرش رو از کتابش بیرون نیاورده ات رفت کنارش نشست
ات : هی....من دارم با تو حرف میزنم نگام کن
نامی کتاب رو بست و نذاشت ات حرف بزنه و گفت:نمیشه
ات : قول میدم خوب لباس بپوشم...بریم{خیلی کیوت میگه}
نامی:{خنده}... باشه میریم اما مریض شدی من ازت نگهداری نمیکنم
《 رفتید و مریض هم نشدی》

☆جین☆
تو آشپزخونه بودم که دیدم ات به شیشه زل زده و زوق تو چشم هاش حلقه زده
جین: ات داری به چی نگاه میکنی‌؟
ات:نگاه کن داره بارون میاد
جین میاد پیش ات و میگه :آره...میبینم
کمی بعد ات گفت: یچیزی میگم نه نگو....باشه؟
جین: باشه...بگو
ات:بریم بیرون جین: نه... ات: گفتی نه نمیگی
《رفتید بیرون دوتای》

☆شوگا☆
شب بود میخواستم برم بخوابم امروز خیلی خسته شده بودم
که زنگ در خونم همین شکلی پشت سرهم به صدا در امد رفتم در رو باز کردم دیدم ات موش ابکشیده پشت در وایستاده
شوگا: ات چرا انقدر خیسی مریض میشی بیا تو
ات: نه نه نه کت رو بپوش میرم زیر بارون
《چون خیس بودی چیزی نگفت و امد》

☆جی هوپ☆
رفتم که به ات بگم بره بخوابه دیدم داره با زوق به پنجره نگاه میکنه رفتم پیشش و از پشت دستم رو دور کمرش حلقه کردم و سرم رو تو مو هاش بردم دیدم داره به بارون نگاه میکنه
هوبی: ببینم بارون رو بیشتر از من دوست داری؟
ات:معلومه که نه من تو رو بیشتر از همه دوست دارم
هوبی: اممم....حالا که این طوریه نظرت چیه بریم زیر بارون باهم...هوم
《رفتید بیرون بعد هر دوتاتون مریض شدین》

برايه مکنه لاین ها ۷تا لایک❤
دیدگاه ها (۴)

:وقتی بارون میاد و میگی بریم بیرون☔🌧☆مکنه لاین☆☆جیمین☆خواب ب...

درخواستی هاتون رو این جا بگید☆#سناریو #رمان#فیک#تک پارتی #چن...

سلام☆•این جا از BTS قرار کلی سناریو و رمان نوشته شه🤗☆°درخواس...

ارباب مرگ پارت ۲.

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط