{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دردهای تو آزارم میدهد و غم تو اندوهگینم میسازد.

دردهای تو آزارم میدهد و غم تو اندوهگینم میسازد.
خوب من!
به من بگو
روزی که میدانم لب هایت نمیخندد
چگونه شادی را به قلبت بازگردانم؟
کاش من
صوتی از یک قهقهه بودم .
از ته دلت میامدم و روی لب هایت مینشستم
یا پروانه ای کوچک که
بی هوا از پنجره ی نیمه باز به اتاقت سرک میکشیدم
و تمام روز تو را مشغول
گرفتنم میکردم تا حتی برای لحظه ای،
تمام دنیا برایت
در گرفتن پروانه ای در مشتت خلاصه میشد.
کاش پنجره ی
اتاقت بودم تا به جای شب
به سمت گل های سرخ
خیابان باز میشدم
شاید هیچگاه ندانی تا کجا
دوستت خواهم داشت
اما بدان نام تو
هویت زیبای من است
دیدگاه ها (۳)

تنها فقط با منگوشه ای دنج این دنیا میان شلوغی های روزمره اتق...

زنی که بشکند ؛شاید بماند ...کنارت بخوابد ...غذایت را گرم کند...

فکر میکنمشاید هرکسی که در زندگیمان قدم بگذارد چشمهایش را دوس...

باد باشم. گاهی قاصدکی را بغل کنم تا آرزویی بر آورده شود. گاه...

.دلتنگ تو هستم که  دلم  کرده هوایت شک نیست، مرا می‌کشد این د...

ارباب منPart7توانا: پوزخنده ای زدم لب زدم یک نقشه دارم برای ...

رمان مثلث عشقی

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط