رماناستاد جذاب من
رمان:استاد جذاب من
پارت:چهاردهم
تهیونگ:سلام اقای جئون(لبخندی از ترس)
جونگکوک:(میچسبونتش به دیوار و خفش میکنه)
تهیونگ:ولم کن..لطفا ولم کن(داره خفه میشه و رنگش نزدیک بنفش شده)
جونگکوک:(هنوز خفش میکنه،اما بعد چند ثانیه ولش میکنه)
تهیونگ:(با پا محکم میزنه تو دستگاه بچه سازی جونگکوک)
جونگکوک:(میوفته زمین)فقط دعا کن دستم بهت نرسه عوضی
تهیونگ:(میدوئه از خونه میره بیرون،زنگ میزنه جینا)
ویو جینا
جینا:ا/ت خفه شو دارم از ترس میمیرم..وایسا وایسا تهیونگ داره زنگ میزنه(جواب میده)
جینا:تهیونگ کجایی؟خوبی؟
تهیونگ:خوبم..از دستش فرار کردم
جینا:خوبه برو هتل
تهیونگ:باشه(تلفن رو قطع میکنه)
جینا:ا/ت من میرم هتل
ا/ت:منم میام
جینا:لازم نکرده
ا/ت:گفتم منم میام(جینا رو خفه میکنه)
جینا:(داره سعی میکنه نفس بکشه)
ا/ت:(دستش رو برمیداره)
جینا:(با ترس)باشه..بیا
ادامه دارد.. ـ
پارت:چهاردهم
تهیونگ:سلام اقای جئون(لبخندی از ترس)
جونگکوک:(میچسبونتش به دیوار و خفش میکنه)
تهیونگ:ولم کن..لطفا ولم کن(داره خفه میشه و رنگش نزدیک بنفش شده)
جونگکوک:(هنوز خفش میکنه،اما بعد چند ثانیه ولش میکنه)
تهیونگ:(با پا محکم میزنه تو دستگاه بچه سازی جونگکوک)
جونگکوک:(میوفته زمین)فقط دعا کن دستم بهت نرسه عوضی
تهیونگ:(میدوئه از خونه میره بیرون،زنگ میزنه جینا)
ویو جینا
جینا:ا/ت خفه شو دارم از ترس میمیرم..وایسا وایسا تهیونگ داره زنگ میزنه(جواب میده)
جینا:تهیونگ کجایی؟خوبی؟
تهیونگ:خوبم..از دستش فرار کردم
جینا:خوبه برو هتل
تهیونگ:باشه(تلفن رو قطع میکنه)
جینا:ا/ت من میرم هتل
ا/ت:منم میام
جینا:لازم نکرده
ا/ت:گفتم منم میام(جینا رو خفه میکنه)
جینا:(داره سعی میکنه نفس بکشه)
ا/ت:(دستش رو برمیداره)
جینا:(با ترس)باشه..بیا
ادامه دارد.. ـ
- ۵.۵k
- ۲۲ تیر ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۴)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط