پارت 4

رونا : هی! برید بیرون.

سوهون : باشه، باشه.
برید بیرون، لباس هاش رو پوشید.
چته؟ دیوونم کردید یکی تو یکی اون خواهر دیوانت.
دیگه اعصاب باسم نزاشتید.

رونا :من باید عصبی باشم تو طلبکاری!

سوهون : باسه چی؟

رونا سوهون رو کوبید به دیوار و گفت : حالا دیگه اینقدر بی حیا شدی که خواهرمو می زنی!!!!!


رونا شروع کرد به زدن سوهون.
بعد اینکه حرصش خالی شد اونو ولش کرد و گفت :برگه طلاق باست پست می کنم امضاش می کنی فرستی برام و الا آدمامو می فرستم اینقدر بزننت اینقدر بزننت که خون بالا بیاری.
دیدگاه ها (۰)

بچه ها ببخشید که خیلی وقته چیزی نزاشتم فصل امتحاناته و دارم ...

ختن و سینا

پارت 3

چطوری حال خودمونو خوب کنیم؟ مدگل

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط