پارت ۶
پارت ۶
با دل درد شدید از خواب بیدار شدی
تهیونگ نبود
رفتی مسکن خوردی و توی وان آب گرم نشستی یکم بهتر شدی
لیا: مرتیکه ی آشغال عوضی، غول گنده، گوریل، اینقدر بدم میاد اه
داشتی با خودت حرف میزدی و به تهیونگ فحش میدادی
(نویسنده: تو گوه میخوری به عشق من فحش بدی روانی😂)
ویو ۸ روز بعد عروسی
دیدی گشنته ساعت 12 ظهر بود زنگ زدی غذا سفارش بدی و پیتذا سفارش دادی، سه تا (خودت،تهیونگ،جولیا)
لیا: اه دیوونه شدم چرا یرای اون روانی سفارش دادم اصلا ولش کن
میزارم اومد اگه خواست بخوره
لیا: جولیا غذا که نپختی؟
جولیا: نه خانم شما گفتید نپزم دیگه
لیا: اوکی نفسم بیا پیتزا سفارش دادم بخوریم
جولیا: ولی خانم من که نباید...
حرف قطع کردی
لیا: نه بیا بخور
جولیا: ممنون خانم
با جولیا داشتین میخوردین
جولیا: خانم، آقا نمیان؟
لیا: نمیدونم، به من چه
جولیا: ببخشید فضولی کردم خانم
لیا: نه عزیزم اشکال نداره فضولی نیست، اسمم لیا هست اینقدر نگو خانم
جولیا: ولی ....
لیا: نه بگو لیا
جولیا: اوکی
جولیا: چرا گفتین بقیه خدمتکار ها نیان؟
لیا: نیاز نیست ، تو هم برو خونت من هروقت کاری داشتم زنگ میزنم بیای
جولیا: ولی من که شب ها نیستم ، حداقل روزا باشم
لیا: نمیخواد ، هر وقت خواستم زنگ میزنم بیای
جولیا: باشه
لیا: جولیا من حقوقت رو مثل همیشه میدم ولی نیاز نیست همیشه بیای، خسته میشی منم خیلی کار ندارم که
جولیا: وای مرسی لطف میکنی، شما خیلی مهربونی
جولیا رفت خونشون
ویو ساعت ۲ شب
ویو لیا
تهیونگ هنوز نیومده بود خونه، نمیدونستم چیکار کنم به خود سگش زنگ بزنم یا برم بخوابم، یا نخوابم
چیکار کنم خداااااااااا
زنگ زدی به تهیونگ
گوشیش خاموش بود
گفتی معلوم نیست مرده یا زنده هس
اصلا مهم نیست، ولش کن
که تهیونگ در رو باز کرد از سر تا پاش زیر خون بود
تا دیدیش جیییغغغغغغ زدی
تهیونگ: آآآرروم بباش (صداش خیلی آروم بود به زور در میومد)
لیا: ت تهیونگ چیشده؟
تهیونگ: تیر خوردم ببین زنگ بزن به این شماره، دکتر خودمه تا بیاد زنگ زدی..............
ادامه دارد
منتظر پارت 7 باشید
با دل درد شدید از خواب بیدار شدی
تهیونگ نبود
رفتی مسکن خوردی و توی وان آب گرم نشستی یکم بهتر شدی
لیا: مرتیکه ی آشغال عوضی، غول گنده، گوریل، اینقدر بدم میاد اه
داشتی با خودت حرف میزدی و به تهیونگ فحش میدادی
(نویسنده: تو گوه میخوری به عشق من فحش بدی روانی😂)
ویو ۸ روز بعد عروسی
دیدی گشنته ساعت 12 ظهر بود زنگ زدی غذا سفارش بدی و پیتذا سفارش دادی، سه تا (خودت،تهیونگ،جولیا)
لیا: اه دیوونه شدم چرا یرای اون روانی سفارش دادم اصلا ولش کن
میزارم اومد اگه خواست بخوره
لیا: جولیا غذا که نپختی؟
جولیا: نه خانم شما گفتید نپزم دیگه
لیا: اوکی نفسم بیا پیتزا سفارش دادم بخوریم
جولیا: ولی خانم من که نباید...
حرف قطع کردی
لیا: نه بیا بخور
جولیا: ممنون خانم
با جولیا داشتین میخوردین
جولیا: خانم، آقا نمیان؟
لیا: نمیدونم، به من چه
جولیا: ببخشید فضولی کردم خانم
لیا: نه عزیزم اشکال نداره فضولی نیست، اسمم لیا هست اینقدر نگو خانم
جولیا: ولی ....
لیا: نه بگو لیا
جولیا: اوکی
جولیا: چرا گفتین بقیه خدمتکار ها نیان؟
لیا: نیاز نیست ، تو هم برو خونت من هروقت کاری داشتم زنگ میزنم بیای
جولیا: ولی من که شب ها نیستم ، حداقل روزا باشم
لیا: نمیخواد ، هر وقت خواستم زنگ میزنم بیای
جولیا: باشه
لیا: جولیا من حقوقت رو مثل همیشه میدم ولی نیاز نیست همیشه بیای، خسته میشی منم خیلی کار ندارم که
جولیا: وای مرسی لطف میکنی، شما خیلی مهربونی
جولیا رفت خونشون
ویو ساعت ۲ شب
ویو لیا
تهیونگ هنوز نیومده بود خونه، نمیدونستم چیکار کنم به خود سگش زنگ بزنم یا برم بخوابم، یا نخوابم
چیکار کنم خداااااااااا
زنگ زدی به تهیونگ
گوشیش خاموش بود
گفتی معلوم نیست مرده یا زنده هس
اصلا مهم نیست، ولش کن
که تهیونگ در رو باز کرد از سر تا پاش زیر خون بود
تا دیدیش جیییغغغغغغ زدی
تهیونگ: آآآرروم بباش (صداش خیلی آروم بود به زور در میومد)
لیا: ت تهیونگ چیشده؟
تهیونگ: تیر خوردم ببین زنگ بزن به این شماره، دکتر خودمه تا بیاد زنگ زدی..............
ادامه دارد
منتظر پارت 7 باشید
- ۲۶
- ۱۵ تیر ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط