{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

#کپشن

#کپشن
یه روز انداختمش توی دریا و غرقش کردم.
یه روز بردمش کوه، از بالای قله پرتش کردم.
یه روز گذاشتمش روی چارپایه، یه طناب بستم به گردنش، با لگد کشیدم زیر چارپایه.
یه روز دست گذاشتم روی خرخره ی گردنش.
یه شب گرفتمش زیر چک و لگد و تا جایی که می خورد کتک ش زدم.
بیچاره داد می زد،
جیغ می زد،
دست و پا میزد،
گریه می‌کرد و می‌گفت:
من احساستم،
با من این کار رو نکن
دیدگاه ها (۱۱)

من چه گویم!؟

دلتنگی‌های آخر شب هر کسهیچ شعبه‌ی دیگری ندارد!یکی عکس می‌بین...

آفرین(:!...

پارت سیزدهم: انتخابِ سیاهآسانسورِ برج با صدای ناهنجاری تا طب...

#in_your_eyespart_9۷ویو کایلافردای اون روز..از همون لحظه‌ای ...

پارت سیزدهم شب کنار ساحل نشستیم.سرم رو روی شانه‌ی جونگکوک گذ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط