پارت عاشق روانی
پارت ۱۰ عاشق روانی
کوک :چون دوستت دارم
ات: منم دوست دارم جلو دهنم رو گرفتم کوک: واقعا؟ ات :آ....ره کوک: باشه وباید فردا بریم خرید ات: خریدچی؟ کوک: خرید عروسی ات: عروسی؟کوک :آره باید زودتر مال من بشی ات: باشه کوک: شب بخیر بیب ات: شب بخیر ددی( فلش بک به فردا) کوک: ات ات بیدار شو ات: ولم کن کوک: اتتت (یکم بلند) ات: چیهههه؟ بیدار شدم دیدم شرت پام نبود تخت پر خون بود هنوزم ازم داره خون میره کوک: ات چرا نگفتی آنقدر وضعت خرابه ات: ببخشید ددی
کوک: اشکال نداره بیب بیا بریم حموم ات :باشه ددی (خب بزارین بهتون بگم این روز ها که من پریود بودم کوک به جیمین میگفت بیاد خونه بهم درس بده امروز روز ۵ پریودیم بود جیمین اومد خونه کوک رفت بیرون )
جیمین داشت درس میداد که متوجه شدم دیگه حرف نمیزنه نگاش کردم زل زده بود بهم یهو روم خیمه زد ات: ولم کن جیمین: نمیشه خانوم کوچولو جیمین منو براید استایل بغلم کرد برد بالا انداختم رو تخت و کیس مارک های عمیق رو گردنم میزاشت ات: ولم کن مرتیکه عوضییی( بلند )که متوجه شدم کوک وارد خونه شده ات: کوکککککک ددییییییی که جیمین درو قفل کرد کوک: درو باز کن عوضییی (عصبی) جیمین نمی خوام ولباسم رو پاره کرد لباس زیر تنم بود دیگه از حال رفتم
کوک :چون دوستت دارم
ات: منم دوست دارم جلو دهنم رو گرفتم کوک: واقعا؟ ات :آ....ره کوک: باشه وباید فردا بریم خرید ات: خریدچی؟ کوک: خرید عروسی ات: عروسی؟کوک :آره باید زودتر مال من بشی ات: باشه کوک: شب بخیر بیب ات: شب بخیر ددی( فلش بک به فردا) کوک: ات ات بیدار شو ات: ولم کن کوک: اتتت (یکم بلند) ات: چیهههه؟ بیدار شدم دیدم شرت پام نبود تخت پر خون بود هنوزم ازم داره خون میره کوک: ات چرا نگفتی آنقدر وضعت خرابه ات: ببخشید ددی
کوک: اشکال نداره بیب بیا بریم حموم ات :باشه ددی (خب بزارین بهتون بگم این روز ها که من پریود بودم کوک به جیمین میگفت بیاد خونه بهم درس بده امروز روز ۵ پریودیم بود جیمین اومد خونه کوک رفت بیرون )
جیمین داشت درس میداد که متوجه شدم دیگه حرف نمیزنه نگاش کردم زل زده بود بهم یهو روم خیمه زد ات: ولم کن جیمین: نمیشه خانوم کوچولو جیمین منو براید استایل بغلم کرد برد بالا انداختم رو تخت و کیس مارک های عمیق رو گردنم میزاشت ات: ولم کن مرتیکه عوضییی( بلند )که متوجه شدم کوک وارد خونه شده ات: کوکککککک ددییییییی که جیمین درو قفل کرد کوک: درو باز کن عوضییی (عصبی) جیمین نمی خوام ولباسم رو پاره کرد لباس زیر تنم بود دیگه از حال رفتم
- ۴.۵k
- ۲۸ مرداد ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط