درخواستی

#درخواستی
#دوپارتی
وقتی حسودی میکنه....
Part 1

+عزیزم؟
_برو اونور
+ای بابا بس کن دیگه(عصبی)
_الان سرم داد زدی؟
+اره که چی؟ تو حق نداری باهام قهر کنی فهمیدی؟
_هه دختره ی چشم سفید

(فلش بک به یک ساعت قبل....)
+ممنونم که دعوتم کردین سونبه نیم
~کار خاصی نکردم که تو لیاقتت بهتر از ایناست
+(لبخند)
(هان و لینو وارد رستوران شدن)
=اوه هان اون ا/ت نیست؟
_چی کجا؟
=اونجا 👈🏻
_خودشه
هان بعد از اینکه رسید به میز ا/ت عصبی بهش خیره شد
~چطور میتونم کمکتون کنم؟
_تو ببند
+چیزی شده عزیزم؟
_پاشو بریم خونه
+الان
_اره
پا شدی و رفتی دنبال هان که اصن بهت مجال نمیداد باهاش هم قدم بشی
+هان! عزیزم وایسا دیگه یهو چت شد؟
هان یهو چرخید که تو خوردی به سینش
_اون کی بود؟
+سونبه ام
_مطمئنی سونبه ات بود که اونقدر قشنگ بهش لبخند میزدی؟
+اره
_اصن اون چه کسیه که میتونه تنها با زن من غذا بخوره
+فقط یه قرار کاری بود
_یه قرار کاری بین شما دوتا فقط؟
+اوهوم
_هوففف...هوففف هی ا/ت
+حسودی نکن دیگه
_من حسودی نکردم
+باشه هرچی که تو میگی
(زمان حال)
+چشم سفید خودتی
_تویی
+با فکری که به سرت زد رفتی طبقه بالا چون میدونستی این تنها راهیه که باعث آشتی هان باهات میشه در کمد لباسی رو باز کردی و لباس آلبالویی که از جنس ساتن بود رو پوشیدی تا بالای زانو هات بود و روی سینه هات با توری هم رنگ خود لباس پوشیده شده بود
داشتی خودتو توی آینه قدی گوشه اتاق برانداز میکردی که در اتاق توسط هان باز شد اولش چهره سرد و جدی و در همون حالت کیوت رو به خودش گرفته بود ولی با دیدن تو توی اون لباس حالت چهرش عوض شد

پارت بعد اسماته هرکی میخواد نخونه....
دیدگاه ها (۲)

#درخواستی#دوپارتیوقتی حسودی میکنه....... The last part_این چ...

#درخواستی #تکپارتی وقتی همش سرت توی گوشیه........ ویو روایچا...

#درخواستی#تکپارتیوقتی خجالت میکشه....یانگ جونگین پسری بود که...

درخواستی #تکپارتیوقتی بازوشو گاز میگیری...... روی مبل روبه ر...

فیک مافیای سیاه من part 3

طراح عشق

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط