{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

من دیگه امید ندارم

من دیگه امید ندارم؛
به برگشتنت،
به راهی که عطر تنتو ببینه به خودش،
به دستای سردم که با هرمِ نفسات گرم بشه،
به اسمامون که باز بیاد کنار هم،
به صدای خنده هامون که بپیچه زیر یه سقف مشترک،
به اینکه بشی مثال نقضِ اون که رفته دیگه هیچ وقت نمیاد،
به اینکه باز این چشا تر بشه به اشکِ شوق و این لبا باز بشه به گفتنِ چیزی جز آه کشیدن...
من دیگه امیدی ندارم به هیچی...
میگفتی آدم فقط با امید زندست،
به من بگو من الان چه جور زنده ام؟؟
دیدگاه ها (۱)

شاید بشود بدون تو زندگی کرد.شاید بشود خود را به آن راه زد که...

اينكه بابا سيگاری نباشه ولی دُختَر باشه خيلی حرفه!

•ولی هر جور حساب میکنم ‏قرار نبود تو این سن انقد بی ذوق و بی...

•‏اونی که باهات یه شوخی ساده میکنه و سریع میپرسه ناراحت شدی،...

وقتی مسموم شده بودی...(پارت ۱)

بابونه خونین پارت یک

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط