{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

آن قدر هم ساده نیست

آن قدر هم ساده نیست
بیایی،
عاشقانه در زندگی ام نفس بکشی؛
بعد بگویی که رفتنت
تقدیر است
و من لبخند بزنم.
انتهای این سرنوشت،
ویرانی من است؛
ویرانی توست؛
و ویرانی آن چه ترا ناگزیر از این تقدیر می کند.
شب خوش عزیزکم،
اگر صبح بیدار شدی؛
سلام مرا،
به جاده هایی که تقدیرشان دیدن تو نیست؛
برسان….
اشتباه از تو بود.
تو عاشق کسی شدی،
که تقاص بوسه های گم شده اش را
از تو می گیرد.
وبه تنهایی ویران نمی شود.
دیدگاه ها (۱)

به خانه خواهم آمد اگر جاده‌های طولانی صد پاره شوند اگر این ت...

مادر را مى گویم ، باید روزى هزاران بار دست و پاى َش را بوسید...

فرشته ای که برای نجاتم به زمین آمده بود، رسالتش را به نگاهی ...

بسم الله الرحمن الرحیم ‌قسمت و سرنوشت :قسمت هر کس به معنای س...

فصل هشتم: پیمانی که فراتر از کاغذ است (پایان)داستان به پایان...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط