{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

.

.
و تو آهسته‌آهسته
بلند می‌شوی،
راه می‌افتی، می‌روی..
و در این راه رفتن
دست و بالت بارها زخمی
می‌شود.
امّا آب‌دیده می‌شوی
و می‌آموزی که از جاده‌های
ناشناس نهراسی،
از مقصدِ بی‌انتها نهراسی،
از نرسیدن نهراسی،
تنها بروی و بروی و بروی...!
دیدگاه ها (۰)

اگر بتوانم دلی را از شکستن باز دارم،بیهوده نزیسته‌ام.اگر بتو...

☑️اونقدر آدما قبل من و تو غصه خوردن، لب پنجره سیگار کشیدن، ع...

اگر تو‌ محبوب منی مرا کمک کن تا از تو سفر کنماگر تو طبیب من ...

چه پروازی زیباتر از آن‌کهدل،به آسمان نگاهت پناه ببرد؟شعر اگر...

اشتباه من این بودکه همیشه برای سفت نگه داشتن رابطم با اونایی...

دکتر نیستم....اما برایت ۱۰ دقیقه راه رفتن ،روی جدول کنار خیا...

در گوشت زمزمه میکنند نمیتوانی.چون سقف باورهای آنها کوتاه است...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط