{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

مافیای من

مافیای من
پارت ۱۳
یونا:ا۰ت تویی؟
(شخصی که میدونه من که میدونم تو به یکی وصلی)
ا۰ت از اون دختر خیلی بدش میومد چون هر شب با یـــ۰کی میخوابید و پیکمی و اویزون پسر ها بود
یونا:جونگکوک پیشته؟
ا۰ت:اره تو ماشینه
در همین لحظه جونگکوک از ماشین پیاده شد
یونا:اوپاااا(کیدرامایی ها میدونن لحنشو)دنبالت بودم
ا۰ت سرش رو به طرف اونا برگردوند نگاه معنا داری همراه با پوزخند به جونگکوک زد و رفت و وارد عمارت شد(همون خونه)
ویو جونگکوک
وای این دختره اینجا چه غلطی میکنه
با این نگاهی که ا۰ت کرد هزار تا فحش توش بود باید برم پیشش
پایان ویو جونگکوک
جونگکوک:تو اینجا چه غلطی میکنی
یونا:اوپاا چرا اینجوری باهام حرف میزنی دلت میاد اینجوری حرف بزنی؟بیاباهم باشیم(تمنا)
جونگکوک:گورتو از جلو چشام گم کن دختره ی جـــ۰نده
یونا:اوپااا(اوپاعو درد)
جونگکوک‌ به خدمتکار ها اشاره کرد اونو ببرن و خودش وارد عمارت شد
ا۰ت داشت از پله ها میرفت بالا
کوک:ا۰ت صبر کن
ا۰ت وایساد و سرشو برگردوند
کوک:اتفاقی افتاده پرنسسم؟
ا۰ت پوزخندی زد و گفت:نه چه اتفاقی؟
کوک:تو نگاهت هزار تا فحش بود
ا۰ت:مگه نگاه من چجوریه؟
کوک:خیلی قشنگه
ا۰ت:بی مزه
و رفت داخل اتاقش

ویو جونگکوک
احساس میکنم از اینکه اون دختر جـــ۰نده رو دید ناراحت شد
پایان ویو

و هردو خوابشون برد
فردا صبح
جونگکوک در اتاق ا۰ت رو زد ولی اون جواب نداد پس درو باز کرد و رفت داخل
ا۰ت هنوز خواب بود
جونگکوک دلش نمیومد اونو بیدار کنه ولی برای خرید لباس مجبور بود پس بیدارش کرد
کوک:ا۰ت اماده شو بریم لباس بخریم
ا۰ت از خواب پرید
ا۰ت:او باشه برو بیرون تا لباسم رو عوض کنم
کوک:نمیرم
ا۰ت اونو بزور هل داد بیرون و در رو بست و حاضر شد
جونگکوک هم رفت تا ماشین رو روشن کنه
ا۰ت هم زود اماده شد و رفت سوار ماشین شد
و راه افتادن و رفتن به سمت لباس فروشی
ا۰ت از پله ها بالا رفت تا لباس پروو کنه(درسته پروو؟)
و اومد پایین(لباس ا۰ت اسلاید ۲)
ویو جونگکوک
از پله ها که اومدپایین
محوش شدم قشنگتر شده بود
میدرخشید
منو با همین قشنگیاش عاشق خودش کرده بود
پایان ویو
ا۰ت:چطوره؟
کوک:بی نظیره
ا۰ت گونه هاش گل انداخت
کوک:لباس من رو بیارید تا پروو کنم
کوک هم رفت بالا تا لباس پروو کنه
شرایط پارت بعد۱۱ لایک ۶ بازنشر
دیدگاه ها (۳)

مافیای مم

عشق دروغین

مافیای من

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط