{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

مافیای من

مافیای من
پارت ۱۵
و بعد تهیونگ اومد پیش یونا
(اشتباه نکنید ددی یونا تهیونگ نبود اومد عروسیشون رو تبریک بگه )اذیت شدید؟؟😂
(لباس تهیونگ اسلاید ۲)
تهیونگ:عروسیتون مبارک
جونگکوک:فک نمیکردم بیای
تهیونگ:به هر حال عروسی پسر و دختر شریک بابام بود کار داشتم پدرم مجبورم کرد که بیام
ا۰ت همونجور مبهوت مونده بود
تهیونگ:به شما هم تبریک میگم خانم کیم
ا۰ت:م،مرسی
تهیونگ لبخندی زد و رفت و روی یه صندلی نشست
ویو ا۰ت
فکر نمیکردم بیاد
هه شدیم عین دوتا غریبه
اون بود که میگفت برام هرکاری میکنه؟
منه ساده رو باش(فحشم ندید شخصیت تهیونگ رو اینطوری کردم ببخشید)
جوری رفتار کرد انگار هیچوقت من رو ندیده
پایان ویو ا۰ت
کوک:چیزی شده؟
ا۰ت:نه،نه چیزی نیست
کوک:اگه حالت بده بگو
ا۰ت:نه خوبم
کوک:مطمئنی؟
ا۰ت:گیر دادیا(کمی داد)
هرطور که بود ا۰ت بغضشو قورت داد و لبخندی زورکی زد
که یهو گوشی ا۰ت زنگ خورد
یونا بود
شماره ی ا۰ت رو از جیبش اورد بیرون
ا۰ت جواب داد
ا۰ت:الو؟
یونا:بیا بیرون کارت دارم
ا۰ت:شماره ی من(قطع کرد)الو؟الو؟
کوک:کی بود؟
ا۰ت:هیچ،هی،هیچکی من یه دقیقه برم بیرون
کوک:زود بیا
ا۰ت:باش
ا۰ت رفت به سمت باغ یونا دقیقا جلوی در بود
ا۰ت:چی میخوای(عصبانی)
یونا:اقاعی گفت بهت بگم نمیخواستم اینجوری بشه
دنیا دور سر ا۰ت چرخید
تهیونگ بود نه؟دیگه دیر بود نمیشد ا۰ت هم دیگه نمیخواست
در همین لحظه جیمین وارد باغ شد
جیمین سری خم کرد و گفت:سلام بانو ا۰ت خیلی مبارکه،حالتون خوبه
ا۰ت خنده ی زورکی ای زد و گفت:خیلی ممنونم که اومدی،خوبه چیزی نیست
جیمین:مطمئنید؟
ا۰ت:اره خوبم
جیمین:من میرم داخل
جیمین که وارد شد مستقیم رفت پیش کوک وگفت که ا۰ت به نظر حالش بد میومد
جونگکوک تا این رو شنید رفت پیش ا۰ت
کوک:ا۰ت حالت بده؟
ا۰ت:نه خوبم
یهو نگاه جونگکوک به یونا افتاد
کوک:بازم توا۰ت اون چیزی به تو گفت؟
ا۰ت:نه نه(داد)
کوک:باشه چرا عصبانی میشی؟
ا۰ت:از صبح منو گوز پیچ کردی
کوک:باشه بیا بریم تو
و دست هم رو گرفتن و رفتن داخل تالار
موقع رقص تانگو شد
اونا شروع کردن به رقصیدن و اخر رقص
ا۰ت روی دست کوک ولو شد و بعدشش
یه خدمتکار یه جعبه کادو کوچیک اورد
کوک اون رو گرفت جلوی ا۰ت زانو زدجعبه رو باز کرد یه حلقه بود(حلقه اسلاید ۳)
ا۰ت ذوق زده شده
دستش رو برد جلو و کوک حلقه داخل انگشت ا۰ت کرد(ذوقعلی)
و عروسی تموم شد
شرایط پارت ۱۲لایک ۷بازنشر
دیدگاه ها (۲)

پارت ۱۴جونگکوک هم لباسش رو پروو کرد(اسلاید دو)ا۰ت:ام خوبهکوک...

مافیای منپارت ۱۳ یونا:ا۰ت تویی؟(شخصی که میدونه من که میدونم ...

پارت ۱۵:عمو های من مافیان

ویو ا. تکوک رفت و منم داشتم به این فکر میکنم که کوک برای ناه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط