{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

رفته بودم ترمينال ‫#‏جنوب‬ ، یه هو یکی شروع کرد به دادزدن

رفته بودم ترمينال ‫#‏جنوب‬ ، یه هو یکی شروع کرد به دادزدن، یه نفس میگفت : قُمبُل بالا ، قُمبُل بالا ، قُمبُل بالا از تعجب شاخ درآوردمآخرش فهمیدم میگه:قم برو بالا#
دیدگاه ها (۳)

یه تیکه کالباس انداختم جلوی گربه اومد بو کرد شروع کرد به گری...

partماشین مشکی جلوی انبار قدیمی توقف کرد.کلارا از ماشین پیاد...

به خاطر ترخیص شدن پسرم از بیمارستانبه همه کارکنان کارخونه نف...

قسمت دو

یه شب بارانی در کره‌ای جنوبیجونگکوک: هورلاااا ( هورا) بلخره ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط