{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

یه شب همون موقعی که نشستم تو تراس و یه چشمم به ماه که ...

یه شب همون موقعی که نشستم تو تراس و یه چشمم به ماهِ که چه شبیه تو شده بین اون همه ستاره
و یه چشمم به نورِ کمِ شعله ی سیگارم که چه شبیه من شده سوختن و تموم شدنش ؛
بهت زنگ میزنم ...
جواب نمیدی ...
دوباره میگیرم شمارتو ...
ردِ تماس میدی ...
خودت میگفتی تخس و لجبازم ...
باز میگیرمت ...
دوباره ردِ تماس ...
ای بابا ، عجب آدمی هستی!!!
زل میزنم به ماه میگم : جواب ندی ، قهر میکنما!
باز دستم میره رو اسمت
میخندم : منِ دیوونه رو ببین ... چه اسمی گذاشتم براش ... " توو دِلی "
آخه اینم شد اسم؟!
با خودم میگم : خب آره ... خیلی ام خوبه ... دیدی یکی ساکنِ تهرانه ، میگه تهرانی ام؟! خب اینم ساکن دلِ منه ...
سرم تکون میدم تا چرت و پرتارو بریزم دور ...
گوشیو میچسبونم به گوشم
بوقِ اول ؛ اه جواب بده دیگه ...
بوقِ دوم ؛ قهر میکنما ...
بوقِ سوم ؛ داری شورشو درمیاری دیگه ...
بوقِ چهارم
وصل میکنی ، چشمام برق میزنه ...
میگم : الو؟!
حرف نمیزنی باهام
لب و لوچه ام داره آویزون میشه ، آروم میگم : این همه زنگ نزدم که سکوت تحویلم بدیا ... دلم برای صدای نَکَرَت تنگ شده بود ...
هیچی نمیگی باز
داره بغضم میگیره ، میگم : اصلاً چرا انقدر دیر جواب دادی؟! ببین ، زنگ زدم یه چیزی بگم ...
یه سیگار دیگه روشن میکنم و میگم : ببین ، راستش ، نمیتونم فراموشت کنم ... برگرد ...
چشمام داره میسوزه کم کم
زل میزنم به ماه
اشک ، دیدمو تار کرده
ساکتی هنوز ، دیگه لرزش صدام دستِ من نیست : ببین ، من یادم نرفته رنگ چشماتو ... برگرد ...
سدِ چشمام میشکنه و سیل اشک رو گونه هام راه میفته
_ خب ، اصلاً تو خودت مگه تونستی منو فراموش کنی؟! نه ... دروغ میگی ... برگرد ...
میخوام حرف بزنم بازم
صدا میپیچه تو گوشم
صدای یه مرد
یه مرد که تو نیستی : خانوم ، این خط واگذار شده ...
و بعد بوق های ممتد که خش میندازه رو اعصابم
زل میزنم به ماه
زمزمه میکنم : کلِ شهر میگن باید برگردی ... ولی تو ... هنوز با من قهری ...
#مهسا_امیری_راد

#خیلی‌متن‌ودوست‌میدارم😌❤️


#خاص
دیدگاه ها (۴)

ترکت نخواهم کردنمی‌توانم جای دوری برومپرنده کوچک قلب منتنها...

چنان دوستت دارم که کاش کسی این گونه مرا دوست می داشت...[محمو...

هر از گاهیبه خوابم بیاموهای آشفته ام را شانه بزنبوسه ای نثار...

تو را که‌ میبینم...زبانم‌ مثلِ گرامافونِ خاک گرفته ی آقا جان...

my little mochi:part19جیمین ویو:(یک هفته بعد)یه هفته از اون ...

عکس اصلا ربطی به حرفی که میزنم نداره ولی خب من یه عکس چاقو پ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط