{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

تو را که‌ میبینم...

تو را که‌ میبینم...
زبانم‌ مثلِ گرامافونِ خاک گرفته ی آقا جان سوزنش ‌گیر ‌میکند!
و چشم هایم‌ مثلِ
چراغ زنبوریِ قدیمیِ بی بی پِت ‌پِت!

تو را که میبینم دوست دارم ‌بگویم،
چقدر ‌شما را...
اما نگاهم سُر میخورد روی کفشهات
و زیر لب ‌میگویم ‌لعنت به این ‌کلمات!

شاید باید بگویم شما را‌ خیلی...
که‌ انگار شعر می پَرَد در گلویم...!
و وای به این سُرفه‌های ممتدد
کاش بدانی...
این ‌نگفتن ها یعنی عشق
این ‌سُرفه ها یعنی ‌دوستت دارم
و این بیماری یعنی عاشقی!

کاش بدانی بعضی حرفها را نباید گفت
باید چشید❤️

( بر آستانهء نفس‌های تو، من؛
درحال فروپاشیدنم..... 🍂!)
#خاص #جذاب #قشنگ
دیدگاه ها (۲)

هر از گاهیبه خوابم بیاموهای آشفته ام را شانه بزنبوسه ای نثار...

یه شب همون موقعی که نشستم تو تراس و یه چشمم به ماهِ که چه شب...

شب ها کودکِ احساستدرکوچه های دلمشیطنت می کنند!!تا پای عشق ات...

قانع به خیالی ز تو بودیم...

╭╌┄ Illegal marriage┄┉✿┉┄ ۸۸ زیرزمین سر...

صورتم را روی کفشهایش گذاشتم و گفتم پریسا حان تو را خدا بس کن...

درخت توت

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط