{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

از آن دمی که گرفتم تو را در آغوشم

از آن دمی که گرفتم تو را در آغوشم

هنوز پیرهنم را نشسته می‌پوشم
دیدگاه ها (۱)

شاید یک روز به ندیدنت ، به نشنیدنِ صدایتو به جای خالی اتعادت...

اولش خون خوردن است و آخرش جان باختننیست کاری در جهان از عاشق...

من یک جاده اممی آیم بی آن که بیایممی رسم بی آن که رسیده باشم...

من با همه‌ی درد جهان ساختم امابا درد تو هر ثانیه در حال نبرد...

‌از آن دمی ك گرفتم تـو را در آغوشم ،هنوز پیراهنم را نشسته می...

اجتماعی مذهبی

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط