{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

میان خاطرات بی شمارمان

میان خاطرات بی شمارمان
ای آشنا!
به بودنت ادامه بده
از اولین آغوش
هزار شب هم که بگذرد
باز ستاره بی قرار وُ
مهتاب بی قرار وُ
این دل بی قرار است...
دیدگاه ها (۲)

یک سوره بخوان مهریه ام کن غزلت را من طاقت یعقوب ندارم بغلم ...

با تواَم عشق قسم خورده ی پنهانی ِمنبا تواَم بی خبر از حال و ...

ناگهان چقدر زود دیر می شود...

#میانسالی_ام فرا رسید!!!روبه روی تلویزیون نشسته ام با یک لیو...

شب از راه رسید، ستاره‌ها در پیِ یکدیگر به مغاک خاموشی فرو ری...

در میانِ آغوشِ سردِ گِل، جایی که شب به آرامی قصه‌ی فراموشی ر...

ای دوری‌گزیده، ای نشسته به جان!شب‌ها، بی‌تو، قفس‌اند و خاطرا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط