{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

تنها یک برگ مانده بود …

تنها یک برگ مانده بود …



درخت گفت : منتظرت میمانم !



برگ گفت : تا بهار خداحافظ !


بهار شد ولی درخت



میان آن همه برگ،



دوستش را فراموش کرده بود …
دیدگاه ها (۲)

به به عجب نوشابه اییییی…

همچون سیگار میان انگشتانت باقی مانده امنه دودم میکنی نه خامو...

گذر کن...از هر دستی که رهایت کرد،از هر فصلی که تمام شد،از هر...

‌قُلْ لِلعابِرِ أن يَعود ، نَسي هُنا ظِلِّه...به آن رهگذر بگ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط