خدایا!
خدایا!
آغوشت را به من میدهی؟
برای گفتن چیزی ندارم!
میشود من بغض کنم، تو بگویی:
مگرخدایت نباشد که اینگونه بغض کنی...
میشود من بگویم: خدایا...؟
تو بگویی:جان دلم
میشود بیایی؟ تمنا کنم...
گله دارم... از کی نمی دانم... از چه نمی دانم...!
دلم اطمینان میخواهد، اندکی آرامش...
آغوشت را به من میدهی؟
برای گفتن چیزی ندارم!
میشود من بغض کنم، تو بگویی:
مگرخدایت نباشد که اینگونه بغض کنی...
میشود من بگویم: خدایا...؟
تو بگویی:جان دلم
میشود بیایی؟ تمنا کنم...
گله دارم... از کی نمی دانم... از چه نمی دانم...!
دلم اطمینان میخواهد، اندکی آرامش...
- ۱۱.۴k
- ۰۸ اردیبهشت ۱۳۹۹
دیدگاه ها (۱۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط