𝑺𝑪𝑬𝑵𝑻𝑬𝑫 𝑫𝑬𝑺𝑻𝑰𝑵𝑰𝑬𝑺
𝑺𝑪𝑬𝑵𝑻𝑬𝑫 𝑫𝑬𝑺𝑻𝑰𝑵𝑰𝑬𝑺
پارت ۲۰
حیاط مدرسه شلوغ بود.
اما برای چهار آلفا و چهار امگا...
همهچیز فرق کرده بود.
چانگبین و جونگین دیگر پنهان نمیکردند که کنار هم هستند.
مینهو و هان هم بالاخره احساسشان را پذیرفته بودند.
فقط دو زوج باقی مانده بودند.
هیونجین و فلیکس.
چان و سونگمین.
هان با شیطنت به فلیکس نگاه کرد.
هان: خب، حالا نوبت شما دوتاست.
فلیکس فوراً اخم کرد.
فلیکس: هیچی نوبت من نیست!
جونگین خندید.
جونگین: ولی هیونجین خیلی وقته منتظره.
فلیکس به سمت هیونجین نگاه کرد.
هیونجین کنار دیوار ایستاده بود.
چشمهایش فقط روی فلیکس بود.
فلیکس آهسته گفت:
فلیکس: میدونم.
مینهو کنار هان ایستاد.
مینهو: پس چرا هنوز چیزی نگفتی؟
فلیکس شانه بالا انداخت.
فلیکس: چون میخوام مطمئن بشم.
هیونجین از دور صدایشان را شنید.
اما جلو نیامد.
فقط منتظر ماند.
فلیکس چند لحظه به او نگاه کرد.
بعد آرام به سمتش رفت.
هیونجین با دیدنش صاف ایستاد.
هیونجین: چیزی شده؟
فلیکس سرش را تکان داد.
فلیکس: نه.
چند ثانیه سکوت کردند.
فلیکس: فقط میخواستم بگم...
هیونجین منتظر ماند.
فلیکس: دیگه فکر نمیکنم میخوای اذیتم کنی.
چشمان هیونجین نرم شد و برق خاصی توش بود ...
هیونجین: خوبه.
فلیکس لبخند زد.
فلیکس: ولی هنوز باید خیلی چیزها رو ثابت کنی.
هیونجین آرام جواب داد:
هیونجین: هرچقدر لازم باشه.
فلیکس کنار او ایستاد.
این بار خودش فاصله را کم کرده بود.
هیونجین چیزی نگفت.
فقط لبخند زد.
کمی دورتر، چان روی نیمکت نشسته بود.
سونگمین مقابلش ایستاد.
چان: چیزی شده؟
سونگمین مکث کرد.
سونگمین: نه.
چان: پس چرا اینقدر به من نگاه میکنی؟
سونگمین نگاهش را پایین انداخت.
سونگمین: چون دارم سعی میکنم بفهمم چرا وقتی کنار توام، اینقدر آرومم. ...
چان لبخند نزد.
فقط با آرامش گفت:
چان: لازم نیست الان بفهمی.
سونگمین سرش را بالا آورد.
چان: من عجله ندارم.
سونگمین چند ثانیه به او نگاه کرد.
شاید برای اولین بار...
دیوار قلبش کمی ترک خورد.
سونگمین: پس صبر کن.
چان لبخند زد.
چان: منتظرم.
چهار دوست به هم نگاه کردند.
چهار آلفا.
چهار امگا.
دو زوج شکل گرفته بودند.
یک زوج داشت به هم نزدیک میشد.
و یک زوج هنوز پشت دیواری از بیاعتمادی ایستاده بود.
اما هیچکس نمیدانست...
از فردا، داستان هیونجین و فلیکس وارد مرحلهای میشود که دیگر هیچکدام نمیتوانند احساسشان را پنهان کنند.
پایان پارت ۲۰
ادامه دارد...
#yuna_verse_company
#فیک
#فیک_استری_کیدز
#استری_کیدز
#درخواستی
#هیونلیکس
#مینسونگ
#چانمین
#چانگین
پارت ۲۰
حیاط مدرسه شلوغ بود.
اما برای چهار آلفا و چهار امگا...
همهچیز فرق کرده بود.
چانگبین و جونگین دیگر پنهان نمیکردند که کنار هم هستند.
مینهو و هان هم بالاخره احساسشان را پذیرفته بودند.
فقط دو زوج باقی مانده بودند.
هیونجین و فلیکس.
چان و سونگمین.
هان با شیطنت به فلیکس نگاه کرد.
هان: خب، حالا نوبت شما دوتاست.
فلیکس فوراً اخم کرد.
فلیکس: هیچی نوبت من نیست!
جونگین خندید.
جونگین: ولی هیونجین خیلی وقته منتظره.
فلیکس به سمت هیونجین نگاه کرد.
هیونجین کنار دیوار ایستاده بود.
چشمهایش فقط روی فلیکس بود.
فلیکس آهسته گفت:
فلیکس: میدونم.
مینهو کنار هان ایستاد.
مینهو: پس چرا هنوز چیزی نگفتی؟
فلیکس شانه بالا انداخت.
فلیکس: چون میخوام مطمئن بشم.
هیونجین از دور صدایشان را شنید.
اما جلو نیامد.
فقط منتظر ماند.
فلیکس چند لحظه به او نگاه کرد.
بعد آرام به سمتش رفت.
هیونجین با دیدنش صاف ایستاد.
هیونجین: چیزی شده؟
فلیکس سرش را تکان داد.
فلیکس: نه.
چند ثانیه سکوت کردند.
فلیکس: فقط میخواستم بگم...
هیونجین منتظر ماند.
فلیکس: دیگه فکر نمیکنم میخوای اذیتم کنی.
چشمان هیونجین نرم شد و برق خاصی توش بود ...
هیونجین: خوبه.
فلیکس لبخند زد.
فلیکس: ولی هنوز باید خیلی چیزها رو ثابت کنی.
هیونجین آرام جواب داد:
هیونجین: هرچقدر لازم باشه.
فلیکس کنار او ایستاد.
این بار خودش فاصله را کم کرده بود.
هیونجین چیزی نگفت.
فقط لبخند زد.
کمی دورتر، چان روی نیمکت نشسته بود.
سونگمین مقابلش ایستاد.
چان: چیزی شده؟
سونگمین مکث کرد.
سونگمین: نه.
چان: پس چرا اینقدر به من نگاه میکنی؟
سونگمین نگاهش را پایین انداخت.
سونگمین: چون دارم سعی میکنم بفهمم چرا وقتی کنار توام، اینقدر آرومم. ...
چان لبخند نزد.
فقط با آرامش گفت:
چان: لازم نیست الان بفهمی.
سونگمین سرش را بالا آورد.
چان: من عجله ندارم.
سونگمین چند ثانیه به او نگاه کرد.
شاید برای اولین بار...
دیوار قلبش کمی ترک خورد.
سونگمین: پس صبر کن.
چان لبخند زد.
چان: منتظرم.
چهار دوست به هم نگاه کردند.
چهار آلفا.
چهار امگا.
دو زوج شکل گرفته بودند.
یک زوج داشت به هم نزدیک میشد.
و یک زوج هنوز پشت دیواری از بیاعتمادی ایستاده بود.
اما هیچکس نمیدانست...
از فردا، داستان هیونجین و فلیکس وارد مرحلهای میشود که دیگر هیچکدام نمیتوانند احساسشان را پنهان کنند.
پایان پارت ۲۰
ادامه دارد...
#yuna_verse_company
#فیک
#فیک_استری_کیدز
#استری_کیدز
#درخواستی
#هیونلیکس
#مینسونگ
#چانمین
#چانگین
- ۳۳۸
- ۱۴ شهریور ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۶)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط