{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

برادر ناتنی ✨️

برادر ناتنی ✨️
P12

ویو ا.ت
سریع رفتم توی اتاقمو در و بستم و
رفتم زیر پتو داشتم به کاری که کردیم فکر میکردم که .... اصلا نفهمیدم چیجوری خوابم برد

ویو ا.ت صبح

از خواب بیدار شدم و به یاد آوری دیشب لبخندی زدم و رفتم دست شویی و لباسامو عوض کردم ..
از اتاقم رفتم بیرون و رفتم توی آشپز خونه و دور میز نشستم ...
دیدم روی میز پر میوه ها و کیک های خوشمزه بود .

+سلام خوابالوووو
_ س ....سلام ( با لحن کیوت و خجالتی )
_آقای کیم خونه نیست؟؟
+نه ... بابا چند روزی رفته با همکاراش سفر .. و خونه و همچنین تو رو
که از همه مهم تری رو به من سپرده 😌✨️
_ آ.. آها
_ بیا بشین صبحانه بخوریم .. اومممم خوشمزست .
_راستی کی همه ی اینا رو درست کرده.؟
+من
_ چییییییی ... نبابا الکی میگی ..
تهیونگ خان از این کارا بکنه😏😂

+بله پس چی فکر کردی ( کیوت)

فلش به بعد صبحانه

+ حالا توی این چند روز که بابا نیس چیکار کنیم😈😈
_آیییییییی خدا از دست تو چیکار کنم منننن.
_ نمیدونم بریم شهر بازی یا خرید یا سینما ولی... اون کار عمراااااااااا

+خیل خب می‌بینیم....
بزار یک فیلم بزارم ببینیم

_باشه پس منم میرم خوراکی بیارم
+باشه برو چاگیا

ویو ا.ت
وایییییییییییییییییییی
ته بهم گفت چاگیا 😄😄😄

درحال تماشای فیلم

داشتیم فیلم می‌دیدیم که یهو سکانس س.ک.س اومد ....
یه نگاه به تهیونگ کردم که دیدم........

در خماری به سر ببرید دوزتان💃✨️
دیدگاه ها (۰)

پارت. ۲۸

《برادره ناتنیم》(پارت ۴)ویو ا/تاون بابام بود یعنی بابام اینجا...

(دلداده)ا/ت:آره شروع کردم به ناز کردن سرش تقریبا یه ۱۰ مین د...

☆_هزار یک شب_☆   ♡پارت:5 میا:خو ا/تی من میرم دیگه مثله اینکه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط