{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

بس که می‌ترسم از جدایی ها

بس که می‌ترسم از جدایی ها

می‌گریزم ز آشنایی ها

آرزو را به سینه خواهم کشت

تا نکوشد به خودنمایی ها
دیدگاه ها (۱)

کجاستجایرسیدنوپهن کردن یک فرش وبی خیال نشستن ...سهراب‌سپهری

کاش خوشبختی هم مانند مرگ حق بود .

من از برای مصلحت در این دنیا حبس مانده ام حبس از کجا .من از ...

عشق مزیت دو فردیستکه دائم سبب رنج و اندوه یکدیگر می شوند.

آرزو نیست ،رجز نیست ،من آخر روزی . .وسط ِصحن حسن ،سینه زنی خ...

عاشقانه های شبنم

───دل پریشانم؛که از بابم نمی‌آید ───_______صدا.....عمه، بابا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط