{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

جونگکوک باید بگم که شام امشب به حساب منه

{ 𝐵𝑒𝓉𝓌𝑒𝑒𝓃 𝓉𝑜𝓌 𝓈𝓅𝒶𝒸𝑒𝓈 }
𝒫𝒶𝓇𝓉  ⁵⁰
.
.
جونگ‌کوک : باید بگم که شام امشب به حساب منه
ابروم اروم بالا رفت
ملودی : لطف دارید اما من فقط اومدم که حرف‌هاتون رو بشنوم
جونگ‌کوک : من هم گفتم بیاید تا باهاتون صحبت کنم ، توی رستوران ، به دعوت من ، به حساب من
حوصله بحث باهاش و لجبازیاش رو نداشتم پس سعی کردم دست به سرش کنم و بعدا یواشکی از زیر حرفم در برم
ملودی : اگر اصرار دارید ، باشه
انگار توقع نداشت اینقدر زود موافقت کنم
جونگ‌کوک : خب ، انتخاب چیه؟
ملودی : من استیک واگیو می‌خورم
جونگ‌کوک : انتخاب خوبیه
با دستش به گارسون اشاره کرد و برای به رخ کشیدن جنتلمن بودن یا از طرفی برای احترام اون هم استیک واگیو انتخاب کرد ، بعد از دادن سفارش ها وقتی گارسون رفت صحبتش رو شروع کرد
جونگ‌کوک : خب.. راستش نمیدونم باید از کجا شروع کنم ، نمیخوام خیلی رسمی صحبت کنم . فقط ، میدونم شاید گستاخی به نظر بیاد ولی ازت میخوام خودت رو جای من بزاری
صاف نشسته بودم و منتظر بودم تا ببینم چی میگه
جونگ‌کوک : من روز قبل اون اتفاق با تو صحبت کردم و سعی کردم بهت دلداری بدم ؛ وقتی اون پیام ها و عکس ها برام از خط تو ارسال شد من واقعا فکر کردم که تو بد برداشت کردی
انگار هیچکدوممون نمیخواستیم اسمی از اون روز ببریم ، صرفا با گذشته‌ای نا مشخص ازش یاد میکردیم . برای چند ثانیه مکث کرد ، به چشمام خیره موند ، انگار میخواست بفهمه که من چه ریاکشنی به حرفاش دارم . من اما هیچ تغییری توی نگاه ، میمیک صورت یا طرز نشستم ایجاد نکردم . حرفش رو ادامه داد
جونگ‌کوک : من میدونستم که تو دختر متشخصی هستی و اینکارا از تو بعیده ، اما هرکس جای من بود جا میخورد ، چطوری باید به ذهنم همچین درامایی خطور میکرد که دوستت سر یه بازی گوشیت رو برداشته و داره همچین کاری میکنه؟
حرفاش دقیقا حرفایی بود که طی این چندین روز گذشته توی ذهنم مرور میکردم ، میگفتم که هرکس جای اون بود میتونست رفتار بدتری داشته باشه . اما اون سیلی که تو گوشم زد تو کتم نمیرفت ، اون بی احترامی ها ، و اون نزدیک شدنی که هیچ جایز نبود! . کمی صبر کرد تا حرفاش رو توی ذهنم تحلیل کنم و بعد دوباره به صحبت کردن ادامه داد
جونگ‌کوک : ملودی ، من هیچوقت قصد نداشتم که روت دست بلند کنم ، اما من سابقه همچین چیزی رو نداشتم ، وقتی بحث بالا گرفت من نفهمیدم که چی شد . تو بخاطر شکی که بهت وارد شده بود حرف هایی زدی و من هم همینطور ، و میدونم هیچکدوم از ما قصدی نداشتیم
انگار براش سخت بود که بگه متاسفه ، عذر خواهی کنه . نذاشتم ادامه بده ، بهونه نمیخواستم
ملودب : اتفاقا اقای جئون ، توی اون لحظه حرف هایی که بهتون زدم از صمیم قلبم بود ، من واقعا منظور داشتم . اما یک عذر خواهی چیزیه که بخاطرش این همه بهونه سرهم کنید؟
از لحنم ، جملاتم ، کلماتم ، و بیشتر از طوری که صداش کردم جا خورد ، خودم هم توقع نداشتم اینقدر تند برم اما دیگه چیزی بود که گفته بودم ، سعی کردم کمی مکالمه رو نرم کنم
دیدگاه ها (۲)

{ 𝐵𝑒𝓉𝓌𝑒𝑒𝓃 𝓉𝑜𝓌 𝓈𝓅𝒶𝒸𝑒𝓈 }𝒫𝒶𝓇𝓉  ⁵¹..ملودی : من درک میکنم که شما ...

عکس جدیدی که جونگوک تو پیجش آپلود کردهههههههه😭😭😭😭😭😭😭..گایز م...

{ 𝐵𝑒𝓉𝓌𝑒𝑒𝓃 𝓉𝑜𝓌 𝓈𝓅𝒶𝒸𝑒𝓈 }𝒫𝒶𝓇𝓉  ⁴⁹..داشتم توی گوشیم میگشتم که مت...

{ 𝐵𝑒𝓉𝓌𝑒𝑒𝓃 𝓉𝑜𝓌 𝓈𝓅𝒶𝒸𝑒𝓈 }𝒫𝒶𝓇𝓉  ⁴⁸..{ The text :چوی ملودی ، میدو...

part37 عشق پنهان《ویو ات》راستم میگفت اون همه دختر هرزه داخل ع...

part59 عشق پنهان《ویو ات شب》جونگ کوک خواب بود بعد از اینکه آق...

part 12عشق پنهان 《ویو جونگ کوک》 از اتاقم اومدم بیرون از پله ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط