{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

انگار که از خاطره آشنایی ام با توهزار سال گذشته است

انگار که از خاطره آشنایی ام با توهزار سال گذشته است

که این چنین همه چیز، وهم و گنگ وخاموش در دورنمایی از مه وابرهای سیاه غوطه ورند

نمی دانم پس برای کدام خاطره است ، برای کدام نگاه و کدام لحن عاشقانه توست

که بغض گلوی امروز و فردایم را چنین فشار می دهد ...

من را فراموش کن من پراز زمستان های طولانیم

و حسرتی جاری در شریان زندگی !

من نیز تو را فردا به خاطر خواهم آورد

امروز برای ماندن کمی دیر است که کوچه های تنهایی ام دلواپس بازگشت منند

وخاطره ها منتظر که دستی بیدارشان کند

راستی دستانم التماس را فراموش کرده اند و دورنمای عا شقانه های نگاهم را تعطیل .

تو هم به خانه برگرد ، می بینی هوا ابریست برگرد و بدون من زندگی کن .

می رویم و با خود می بریم عشق هایمان را،

رازها و زخم های ناگفته را به زیر خاک یا آسمان

به این امید که شاید روزی ، جایی ناگفته ها را مجال گفتنی باشد
دیدگاه ها (۷)

حجت الاسلام علی اکبر ناطق نوری با اشاره به پیشکسوتان انقلاب ...

گروه فرهنگی-رجانیوز: نزدیک به دو ماه قبل بود که موجی از توهی...

بدن انسان، ساختار بسیار پیچیده ای دارد. از سلول ها گرفته تا ...

دوستدارممممم😘😘😘😘خیــــــــــــــ💋💋💋💋لــــــــــــی💋💋💋زیاد 💞💞...

.      شب بود و ماه بود و خیابان و..کاش تو      باران و ...

🌱اون شب که بهم گفت نباید دوستش داشته باشم جا خوردم...دوست دا...

🌱پاییز که میاد،انگار دنیا یه جور دیگه‌ای عاشق می‌شه...هوا که...

#یا_مهدی_صاحب_الزمان#یا_اباصالح_المهدی_ادرکنی#فرج_تنها_راه_ن...

ای حامی هر تنها خدا.

معین در آخرین کنسرت خود نه تنها اجازه ورود پرچم شیر و خورشید...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط