پاییز آمدست که خود را ببارمت

پاییز آمدست که خود را ببارَمت
پاییز؛ نامِ دیگرِ "من دوست دارمَت"

بر باد می دهم همه ی بودِ خویش را
یعنی تو را به دست خدا می سِپارَمت...
دیدگاه ها (۱)

شیشه ها خالیو عوضشزیر سیگاریتا خر خره پر استمردیهمین حوالیش...

.بوسیدی مــــرا و جهانم پُر شد از شکوفه‌ی عشق#زهرا_مصلح

نامه‌ای دیگر نوشتم، کاش آن را خوانده باشدکاش او هم مثلِ من پ...

باز پاییز وُ خیابان وُ من وُ... ای کاش تو...لحظه های مِهر وُ...

می خواهمت برای روزهای ابتدای پاییز...عاشقت می شومدر تک تک جو...

یاد باد آنکه بروی تو نظر بود مرارخ و زلفت عوض شام و سحر بود ...

. سریال.عشق سرنوشت ساز.

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط