{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

همون شب با پول باقی مانده ته جیبم رفتم یه مشروپ خریدم و خ

همون شب با پول باقی مانده ته جیبم رفتم یه مشروپ خریدم و خوردم...
.
ویو کوک
دیروز کوک بعد از دعوا با ات موقع برگشتن توی خونه دستبندشو توی ماشینش پیدا کرد . خجالت میکشید به ات بگه پس امروز رو نیومده بود به کمپانی . از شانس بد کوک ات امروز اخراج شده و رفت از کمپانی شماره ی ات رو گرفت و شب زنگ زد .
ویو ات
تلفنم زنگ خورد و من مشت بودم جواب دادم
ات: الو..
کوک: کجایی؟
ات: کی هستی؟
کوک: مستی؟
ات: جوابمو با سوال پاسخ نده
کوک: من جونگ کوکم
ات اروم با بعض گفت: کار خوبی کردی...اخراج شدم....پدرمم داره میمیره.....پول درمونشو ندارم...خونه ندارم....حالا با چه رویی برم پیشش ....تو زندگیمو خراب کردی
کوک: بگو کجایی
ات: نمیدونم...
کوک: اگه کسی پیشت هست گوشی رو بده بهش...
ات گوشی رو داد به یه زن
کوک گفت: میشن ادرس اون مکان رو بگی اون دختر گم شده ...
زن ادرس رو گفت و کوک چند دقیقه بعد رسید و دید ات روی صندلی نشسته و کنارش یه بطری مشروپ است ولی خالیه.
کوک: بیا سوار شو
ات: نه...
کوک: تو مستی...به حرفم گوش کن
دیدگاه ها (۱)

ات: چرا؟ کوک: فقط بیا توی ماشین حرف بزنیم. رفتم نشستم روی صن...

ویو اتفردا صبح بیدار شدم و نمی‌دونستم کجا هستم و بلند شدم و ...

ویو ات از کمپانی خارج شدم و رفتم سمت یه جایی بدون مقصد با گر...

پارت 2

پلیس: ما رو مسخره ی خودت کردی؟ برو بیرون....ات اومد بیرون و ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط