{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

Part

Part:66
ولی حتا ککشم نگزید روشو برگردوند و رفت
لبوناپریل : دختر خوبی باش نمیتونی فرار کنی دو روز دیگه عروسیته باید هر چه زود تر برام نوه بباری
لارا: ا ....اما.. کن هنوز بچم(بغض)
جونگ یونگ پسر لیوناپریل : خفه شو کجات بچس اخه
لبوناپریل : ببین من فقط الان سه تا پسر و دوتا نوه گنده دارم پنج تام عروس با تو میشه شیش
لارا: میخوام برم پیش تهیونگ
لیوناپریل : واو دختر انقدر خنگی اون ولت کرد
لارا : حتما دلیلی داره که ولم کرده
جونگ یونگ : هعی چند سالته
لارا : ۱۹ تو چند سالته
جونگ یونگ : ۵۰
لارا : اوهه من زن این پیرکی شم عمرا
جونگ یونگ : نترس پیرم ولی کارم درسته
لارا : چ....چی...چیمیگی
لیوناپریل : ببرین بزنیننش تا آدم شه به پسر من نگه پیرکی
آدما : بله
لارا : منو بردن زیر زمین تا جون داشتم کتکم زدن خیلی بد بود دلم واسه آغوش گرم اهالی عمارت تنگ بود اونا باهام خوب بودن دوسم داشتن
ویو دو روز بعد
لیوناپریل ؛ آمادست
بقیع: بله سرورم
جونگ یونگ : رفتم دنبال دختره
لارا ؛ (نگاه کردن با بغض)
جونگ یونگ : بریم شب سختی در انتظارته پس خوش باش(خنده)
لارا : (بغض)
رفتن پایین سر میز نشستن
در همین حال خونه ته
کوک : همچی آمادست بریم
ته : تمام باندو جمع کردم میریم واسه انتقام
کوک : و لارا
ته : باشه
نینا : پاپایییییییی توجا میلی(بابایی کجا میری)
کوک : زود میام باشه
نینا: باسه(باشه)
ویو مراسم عروسی
عاقد : آیا وکیلم خانوم کیم لارا شمارا به عقد آقای جونگ یونگ در بیاورم
لارا : م....م...ن...
یهو صدای شلیک بلند شد
یه نفر : ارباب حمله شده
لیوناپریل : کی جرعت کرده
یه نفر : کیم تهیونگ
لارا : خوشحال بلند شدم یهو یکی از موهام کشید
جونگ یونگ : اینو بگیر و باهاش به تهیونگ شلیک کن
لارا : نه
لیوناپریل : وگرنه خودمون میزنیمش اگه ما بزنیم میمیره
لارا : نه خواهش میکنم
ایوناپریل : میزنی
لارا : ب...با..شه
جونگ یونگ ؛ دستشو گرفتم کشون کشون بردم بیرون
جونگ یونگ : این هرز رو میخوای بگیرش
ته : بهش چند تا تیر زدم
لیوناپریل ؛ خوانوادم پسرام نه ت....ت...تو چیکار کردی(با داد )
ته : نوبت توئه
لارا : نه
کوک ؛ چی
لارا : تفنگو در آوردم گرفتم سمت تهیونگ
ته : احمق چیکار میکنی(اعصبی)
کوک : لارا بیارش پایین
لارا : شلیک کردم به ته اما از پاش تا چیزیش نشه
کوک : منم شلیک کردم به لیوناپریل
لارا : م...من....
کوک : ته خوبی(نگران)
ته : عاره از پام زده
لارا : ببخشید(بغض)
کوک: خفه شو
تهیونگو بلند کردم
دیدگاه ها (۰)

Part:۶۷تهیونگو بلند کردم کوک : ته حالت خوبهته : عاره بابا از...

Part:۶۸لارا : م....می...میخوای....چ...چی..چیکار....کنیته : ب...

Part:65دکتر : خب راستش بچه سقط شده ولی خانوم هانی کاملا سالم...

Part:64ته : لارا (یا داد)کوک : شما دوتا نمیتونین ۱۰ دقیقه زب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط