همیشه دوست داشتم بدونم, دوست داشتن چه شکلیه, اصلا چه جوری
همیشه دوست داشتم بدونم, دوست داشتن چه شکلیه, اصلا چه جوریه, چی هست. یه روز به خودم اومدم دیدم:
((توی یه دنیا دوست داشتن گیر کردم)) . هر کس رو میدیدم مهربون بود و از نظر اخلاقی همون ایده آل آرزوهای من. تا وقتی من توی دنیای اونا تماشاچی بودم, همه این مهربونیا ادامه داشت.
اما هروقت به آداب و رسوم خودشون در خونشون رو زدم می دیدم, همون آدمهای مهربون منو از خونشون بیرون کردن. این سرنوشت منه.
((توی یه دنیا دوست داشتن گیر کردم)) . هر کس رو میدیدم مهربون بود و از نظر اخلاقی همون ایده آل آرزوهای من. تا وقتی من توی دنیای اونا تماشاچی بودم, همه این مهربونیا ادامه داشت.
اما هروقت به آداب و رسوم خودشون در خونشون رو زدم می دیدم, همون آدمهای مهربون منو از خونشون بیرون کردن. این سرنوشت منه.
- ۷.۱k
- ۱۸ اردیبهشت ۱۳۹۸
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط