{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پارت10;"*'دختری با دو هدفون *;"

پارت10;"*'دختری با دو هدفون *;"

کنما گفت: عصابشو میرسم عوضی اشغال رو میکشم .
اتیسا گفت: ولش کن تو رو خدا کنما ولش کن .
چراغ راهنمایی قرمز شد و کنما ماشین رو نگه داشت کنما با ارومی گفت : راست بگو اون کی بود .
اتیسا با ارومی گفت : به خدا نمیدونم فقط ولم نمیکرد .
چراغ سبز شد و کنما به راهش ادامه داد .
کنما دید که اتیسا داره گریه میکنه کنما گفت : اتیسا به من نگاه کن اتیسا اشکاشو زود پاک کرد و گفت چیه :
کنما گفت : داری گریه میکنی .
اتیسا یکم مکس کرد و گفت نه گریه نمیکردم ،.
کنما گفت : دروغ نگو داشتی گریه میکردی اشک های اتیسا از صورتش جاری میشد .
کنما ماشین رو نگه داشت و اشک های اتیسا رو پاک کرد گفت : ناراحت نباش گریه نکن .
کنما سر اتیسا رو روی شونه هایش گذاشت.
و یه بوس وست پیشونیش کرد .
وبعد گفت خیلی خیلی دوست دارم .
بعدا به راه افتاد و گفت ...
اگه دوست دارید ادامه داستان رو بخونید لایک کنید ;"*';"*';
دیدگاه ها (۲)

کیا بغل میخوان👿 😈 😈 👿 👀

پارت9*;'" دختری با دو هدفون *;"'👇 اتیسا گفت وای چقد قشنگه گف...

پارت 8*";' دختری با دو هدفون ;*":' اتیسا گفت: میشه یه سوالی ...

[برادر ناتنی]part-۱۳ادامه پارت ۱۳صدام رو بردم بالا +تو ت تو ...

جیا:ب...بابا(تعجب)جیمین:دخترم...بیدار شدیجیا:بابا تو...تو ال...

"LOVE "GHAPTER:¹PART:¹³"ویو صبح"+آی چرا انقدر دلم درد میکنه،...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط