{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

من از عقرب نمی ترسم ولی از نیش می ترسم

من از عقرب نمی ترسم ولی از نیش می ترسم
ندارم شکوه از بیگانگان از خویش می ترسم

ندارم وحشتی از شیر وببر و حمله گرگان
از آن گرگی که می پوشد لباس میش می ترسم

مرا با جوفروشان سربازار کاری نیست
من از گندم نمایان ارادت کیش می ترسم

ندارم وحشت از جنگ ونفاق وقتل وخونریزی
من از این آتش افروزان صلح اندیش می ترسم


.ژولیده نیشابوری
دیدگاه ها (۱۵)

.. دلم گرفته استدلم گرفته استبه ایوان می روم و انگشتانم رابر...

مادرمشبیه فانوس بود و هربار که از سوختن خسته می شد یکی دوبا...

دنبالِ من نگردمن نیستم دیگر همانقدر که تو نبودیتو نیستینیستم...

چه کنم؟ دلم از سنگ که نیستچه دل است این دل من که ز یک لرزش ا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط