طاقتم طاق شد و صبر و قرارم رفته
طاقتم طاق شد و صبر و قرارم رفته
سال نو آمده، افسوس بهارم رفته!
یک نفر بود ولی کل جهانم شده بود
رفت و انگار همه ایل و تبارم رفته
آمدم تا به ابد پا به رکابش باشم
دیدم ای وای که آن یکه سوارم رفته
عشق امروزم و دیروزم و فردایم بود
برد از یادم و از روزشمارم رفته
سفره پهن است شب و روز برایم اما
بعد از او حوصله ی شام و نهارم رفته
قبل از آنی که بخواهد برود بو بردم
پیش او خاصیت مهره ی مارم رفته
خواستم خاطره ها را بگذارم بروم
ساعتم گفت که دیر است، قطارم رفته!
هرکه عاشق شده این حرف مرا می فهمد
رفت و با رفتن او دار و ندارم رفته
سال نو آمده، افسوس بهارم رفته!
یک نفر بود ولی کل جهانم شده بود
رفت و انگار همه ایل و تبارم رفته
آمدم تا به ابد پا به رکابش باشم
دیدم ای وای که آن یکه سوارم رفته
عشق امروزم و دیروزم و فردایم بود
برد از یادم و از روزشمارم رفته
سفره پهن است شب و روز برایم اما
بعد از او حوصله ی شام و نهارم رفته
قبل از آنی که بخواهد برود بو بردم
پیش او خاصیت مهره ی مارم رفته
خواستم خاطره ها را بگذارم بروم
ساعتم گفت که دیر است، قطارم رفته!
هرکه عاشق شده این حرف مرا می فهمد
رفت و با رفتن او دار و ندارم رفته
- ۵۶۳
- ۱۹ اردیبهشت ۱۳۹۵
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط