{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

روان‌پزشک پرسيدم شما چطور مي‌فهميد که يک بيمار روانى به ب

روان‌پزشک پرسيدم شما چطور مي‌فهميد که يک بيمار روانى به بسترى شدن در بيمارستان نياز دارد يا نه؟

روان‌پزشک گفت: ما وان حمام را پر از آب مي‌کنيم و يک قاشق چايخورى، يک فنجان و يک سطل جلوى بيمار مي‌گذاريم و از او مي‌خواهيم که وان را خالى کند.

من گفتم: آهان! فهميدم. آدم عادى بايد سطل را بردارد چون بزرگ‌تر است.

.

.

.

.

.

.

.
روان‌پزشک گفت: نه! آدم عادى درپوش زير آب وان را بر مي‌دارد... شما مي‌خواهيد تخت‌تان کنار پنجره باشد؟
دیدگاه ها (۲)

فاصله یک لبخند تا جنون

╰•★★ زنـבگے בوبارـہ ★★• 1️⃣8️⃣╯Ⓟⓐⓡⓣو-هیوک بعد از چند دق...

بیمارستان روانی به هنگام بازدید از یک بیمارستان روانی، از ...

به هنگام بازدید از یک بیمارستان روانی، از روان‌ پزشک پرسیدم:...

به هنگام بازدید از یک بیمارستان روانى، از روان‌پزشک پرسیدم ش...

به هنگام بازدید از یک بیمارستان روانی، از روان‌پزشک پرسیدم ش...

به هنگام بازدید از یک بیمارستان روانی، از روان‌پزشک پرسیدم ش...

به هنگام بازدید از یک بیمارستان روانى، از روان‌پزشک پرسیدم ش...

به هنگام بازدید از یک بیمارستان روانى، از روان‌پزشک پرسیدم ش...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط