{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

یا مسلم ابن عقیل(ع)

یا مسلم ابن عقیل(ع)

گر به عشق تو مرا دارالعماره میبرند

گوئیا جان بر تنم با یک اشاره میبرند

زیور از گوش تمام دخترانت باز کن

ورنه از گوش رقیه گوشواره میبرند
دیدگاه ها (۱)

آقا سلام ماه مُحرّم شـروع شدآمد بهار زخمِ دلِ ما و مَرهَمٺخو...

خیمہ ے ماه مُحـرم زده شد بر دل ما باز نام ٺو شـده زینٺ هر مح...

اول ماه سپردم گره ها را به حسیننفس سینه زن کرب و بلا را به ح...

گفتند کارتان؟ همه گفتیم نوکریمچون بار عشق را به سر شانه می ب...

عاشقانه های شبنم بیاد خان بابا

قصه هفدهم: مسلم بن عقیل (بخش پایانی)

هزار جَهد بکردم که سِرِّ #عشق بپوشمنبود بر سر آتش، مُیَسَرم ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط