مست بگو راست بگو تا شب یلداست بگو
مست بگو راست بگو تا شب یلداست بگو
تا نفسی هست بگو هرچی دلت خواست بگو
خسته و بی تاب شدم محو شدم خواب شدم
خسته از این پنجره ها منتظر قاب شدم
گریه بر این حال کشید اشک بر این فال کشید
بر تن بی دست خدا نقش دوبال کشید
خاک شدم هست شدم باهمه یکدست شدم
تشنه ی بی آب شدی نیست از این هست شدم
مست بگو راست بگو تا شب یلداست بگو
تانفسم هست بگو هر چی دلت خواست بگو
خسته و بی تاب شدم محو شدم خواب شدم
خسته از این پنجره ها منتظر قاب شدم
آهنگ یلدا از مازیار فلاحی
درسته قدیمیه ولی من عاشقشم
تا نفسی هست بگو هرچی دلت خواست بگو
خسته و بی تاب شدم محو شدم خواب شدم
خسته از این پنجره ها منتظر قاب شدم
گریه بر این حال کشید اشک بر این فال کشید
بر تن بی دست خدا نقش دوبال کشید
خاک شدم هست شدم باهمه یکدست شدم
تشنه ی بی آب شدی نیست از این هست شدم
مست بگو راست بگو تا شب یلداست بگو
تانفسم هست بگو هر چی دلت خواست بگو
خسته و بی تاب شدم محو شدم خواب شدم
خسته از این پنجره ها منتظر قاب شدم
آهنگ یلدا از مازیار فلاحی
درسته قدیمیه ولی من عاشقشم
- ۱.۸k
- ۰۷ آبان ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۶)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط