{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

یارو تو خیابون بدو بدو اومد سمتم یقه مو گرفت گفت: مرتیکه

یارو تو خیابون بدو بدو اومد سمتم یقه مو گرفت گفت: مرتیکه با زن من چیکار داری؟

منم هنگ کرده بودم گفتم هیچی به خدا

گفت: نمی تونی هم کاری داشته باشی! چون من اصلا زن ندارم!

بعد یه کم مثل اسب خندید رفت

بعد میگن تحریم ها هیچ اثری رو مردم نداشته ^_^
دیدگاه ها (۳)

غضنفر داشته ازکناریک چاه رد میشده میبینه یکی از ته چاه دادمی...

بعضی وقتا اینقدر در رویا های خودت غرقی و به آرزو های خودت فک...

قشنگ درست کردم

سیروان عشقممم

فیک از یونگی(part 5)خیلی خوش گذروندیم و کم کم می خواست بارون...

«من عاشق یه مافیا شدم....» part-6سریع بغلش کردم و گفتم ........

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط