{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

گل خونی

گل خونی
پارت 14
و تهیونگ ماشین رو روشن کرد و برد یک جای خلوت و آمد پایین جونگکوک رو اورد بیرون و اندازه سندلی عقب ماشین خودشم رفت روی جونگکوک خیمه زد و گفت اون دختره با تو چیکار داشت
- هیچی
+ میگی یا همینجا .....( جونگکوک حرف شو قطع کرد )
- میگم میگم
+ میشنوم
- هیچی میخواست شماره بگیره ازم ولی من کفتم توی رابطم
+ اهااا ولی من کار مو میکنم
ـ  نه تهیونگ ترو خدا نکن  همین دیشب انجام دادی  من هنوز درد دارم
+خب ( و یک دفع شروع کرد بوسیدن جونگکوک)
جونگکوک هرچی داشت حلش میداد ولی زور تهیونگ رو نداشت
+ تو زور منو نداری پس تلاش نکن
- تهیونگ ولم کن اینجا جاش نیست
+منو ددی صدا نه تهیونگ
- ددی خواش میکنم ولم کن
+ نه من ولت نمیکنم
و تهیونگ رفت سمت گردن بلوری جونگکوک و کارتک های بفش گزاشت و لباس جونگکوک رو در و رفت پایین رسید ........
دیدگاه ها (۰)

توی روبیکا کانال زدم اگر خواستید بیاید@RMANxbts

Fate is predetermined.

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط