{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

من کسی بودم که در انزوا شکوفا میشد

من کسی بودم که در انزوا شکوفا می‌شد،
بدون آن شبیه کس دیگری بودم که بی‌آب و غذا مانده.
هر روزی که تنها نبودم ضعیف می‌شدم.
به تنهایی‌ام افتخار نمی‌کردم؛ اما بهش وابسته بودم. تاریکی اتاق برای من مثل نور خورشید بود. 

-هزارپیشه
دیدگاه ها (۰)

چنین از  دنیایی که یا قلبم باید بشکند و یا باید بدل به سرب ش...

دوست منآنچه می‌نمایم نیستمآنچه هست لباسی است که به تن می‌کنم...

Je suis dans une tristesse que j'attendais et qui ne vient q...

مرا به شگفتی وا می‌داری وقتی می‌گويی فراموشت می‌کنند_مرا صده...

شاید واقعا ضعیفماری من ضعیفمضعیف در برابر ان نگاه ها،..ضعیف ...

Part:21. #ریاست.عشق_ات م.من من ...

#گـیـسـویـ اربــابــ . . ."🥵🧡 "#𝐏𝐀𝐑𝐓.18پیش چشمام داشت تاریک...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط