{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

چشمم را کهباز کردم

چشمم را که،باز کردم
دیدم ۱۲سال به یک چشم بهم زدن تمام شد…!و من،کنکوری بودم!،یادمه صبحا چقدر متنفر بودم از اینکه برم مدرسه،حالا فقط آرزومه فقط یه روز برم مدرسه و دوستامو ببینم،وقتی میدونم شاید دیگه هرگز دوستامو یا معلمامو نبینم، امروز زودتر از هر روز پاشدم چون میدونستم همیشه باید آخرین صحنه ها رو به یاد آورد و فراموش نکرد همون طور که اگه یه فیلمو از وسط ببینی و اول اشو نبینی بازم آخرشو میفهمی ولی اگه آخر یه فیلمو نبینی هرگز نمیفهمی چی شد،به این صحنه، یعنی کلاسمون خیلی نگاه کردم گفتم شاید این آخرین باری باشه که این جمع، جمع باشه، من که مدرسم تموم شد ولی به شما میگم بعد از اینکه مدرسه تموم شد، می‌فهمید مدرسه چه نعمتی بوده، قدر دوستاتون، معلماتون،مدرستون رو بدونید، با استرس الکی روزاتو خراب نکنید، عاشق مدرسه باشید، دیگر روزی 6ساعت دوستانم را نمی‌بینم،ساعت 7صبح بیدار نخواهم شد، من باز هم فردا بیدار خواهم شد، فردا هم مانند روزهای دیگر است فردا باز هم خورشید بار دیگر طلوع خواهد کرد، همه چیز مانند سابق خواهد بود به جز یک چیز آن هم یک حسرت درونی، فردا خورشید باردیگر غروب میکند، و روز ها پس یک دیگر میگذرند :)
N @miss.nahali
دیدگاه ها (۲۷۶)

از وقتی که تصمیم گرفتم دیگه نبینم ، خیلی چیزا دیدم...!!@mis...

#با_روحانی_1400#نیمه_راهیم_به_عقب_بازنمیگردیم @miss.nahali

مگه میشه اینا برادر باشن ؟ 😂 😂 😂 😂 @miss.nahali

مادری که هر روز راهروها را جارو میکشد...پوکی استخوانش را قای...

انتخاب من

⭐همه چیز از آشنایی با اِما تا دیدن یه قاب عکس کهنه شروع شد ک...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط