بسم الله الرحمن الرحیم
بسم الله الرحمن الرحیم
پاسخ قسمت سوم :
جوامع غربی یا به اصطلاح لیبرالیسم، عرف و عادت مردمان را به عنوان منبع ملاک قرار می دهند، در حالی که میدانیم عرف و عادت، نه تنها بین اقوام و فرهنگ ها متفاوت است، بلکه هر از چند سالی نیز متفاوت میشود! لذا قوانین آنها، فقط توسط قدرت حاکمه جاری می گردد که خودشان نامش را دیکتاتوری گذاشتهاند!
میپرسیم: آیا همجنسبازی که دولتهای امریکایی و اروپایی، آن را در قالب لایحه به مجالس بردند و مصوب کردند، عرف و عادت مردم بود؟! یا با قانونی کردن، آموزش، تبلیغ، سرکوب مخالفان و ...، رواج یافته است؟!
مبانی، مبتنی بر اصول شناختی و اعتقادی میباشد؛ پس فرق بسیاری بین مبانی حقوقی در شناخت توحیدی و شناخت مادهگرایانه به وجود میآید.
مسلمانان، وحی و آموزههای مبتنی بر وحی توسط اهل عصمت علیهم السلام را مبدأ تعیین و صدور حقوق و احکام می دانند و چهار چوب های اصولی و حقوقی در اسلام را رامبنا قرار میدهند که عقل و فطرت نیز تصدیق کنندۀ آن است.
غیر مسلمانان، به حسب ظاهر، عرف، عادت و آرای اکثریت را مبدأ و مبنا قرار میدهند که این اکثریت نیز متشکل از نمایندگان مجلسها می باشند که آنها نیز وابسته به احزاب خودشان هستند و با روشهای گوناگونی به مجلس راه یافتهاند و قوانین را منطبق با اهداف و منافع خودشان به تصویب میرسانند، اما در عین حال نباید خارج از قانون اساسی نظری بدهند!
مثال :
1- اسلام عزیز میفرماید: حکومت باید اسلامی باشد؛ باید منطبق با اصول و فروع اسلام باشد؛ حکومت باید زمینه را برای انجام احکام الهی، مساعد نماید و ...؛ اما حال ساختار این حکومت چگونه باشد، تفکیک قوا داشته باشد یا خیر؟ رئیس حکومت چگونه انتخاب شود؟دولت حاکم، چند وزارتخانه داشته باشد و ...؟ با آرای اکثریت مردم معین میشود.(ادامه دارد...)
پاسخ قسمت سوم :
جوامع غربی یا به اصطلاح لیبرالیسم، عرف و عادت مردمان را به عنوان منبع ملاک قرار می دهند، در حالی که میدانیم عرف و عادت، نه تنها بین اقوام و فرهنگ ها متفاوت است، بلکه هر از چند سالی نیز متفاوت میشود! لذا قوانین آنها، فقط توسط قدرت حاکمه جاری می گردد که خودشان نامش را دیکتاتوری گذاشتهاند!
میپرسیم: آیا همجنسبازی که دولتهای امریکایی و اروپایی، آن را در قالب لایحه به مجالس بردند و مصوب کردند، عرف و عادت مردم بود؟! یا با قانونی کردن، آموزش، تبلیغ، سرکوب مخالفان و ...، رواج یافته است؟!
مبانی، مبتنی بر اصول شناختی و اعتقادی میباشد؛ پس فرق بسیاری بین مبانی حقوقی در شناخت توحیدی و شناخت مادهگرایانه به وجود میآید.
مسلمانان، وحی و آموزههای مبتنی بر وحی توسط اهل عصمت علیهم السلام را مبدأ تعیین و صدور حقوق و احکام می دانند و چهار چوب های اصولی و حقوقی در اسلام را رامبنا قرار میدهند که عقل و فطرت نیز تصدیق کنندۀ آن است.
غیر مسلمانان، به حسب ظاهر، عرف، عادت و آرای اکثریت را مبدأ و مبنا قرار میدهند که این اکثریت نیز متشکل از نمایندگان مجلسها می باشند که آنها نیز وابسته به احزاب خودشان هستند و با روشهای گوناگونی به مجلس راه یافتهاند و قوانین را منطبق با اهداف و منافع خودشان به تصویب میرسانند، اما در عین حال نباید خارج از قانون اساسی نظری بدهند!
مثال :
1- اسلام عزیز میفرماید: حکومت باید اسلامی باشد؛ باید منطبق با اصول و فروع اسلام باشد؛ حکومت باید زمینه را برای انجام احکام الهی، مساعد نماید و ...؛ اما حال ساختار این حکومت چگونه باشد، تفکیک قوا داشته باشد یا خیر؟ رئیس حکومت چگونه انتخاب شود؟دولت حاکم، چند وزارتخانه داشته باشد و ...؟ با آرای اکثریت مردم معین میشود.(ادامه دارد...)
- ۳۳۷
- ۱۶ اردیبهشت ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط