{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

خیال آمدنت دیشبم به سر میزد

خیال آمدنت دیشبم به سر میزد
نیامدی که ببینی دلم چه پر میزد

به خواب رفتم و نیلوفری بر آب شکفت
خیال روی تو نقشی به چشم تر میزد

شراب لعل تو می دیدم و دلم می خواست
هزار وسوسه ام چنگ در جگر میزد

زهی امید که کامی از آن دهان می جست
زهی خیال که دستی در آن کمر میزد

دریچه ای به تماشای باغ وا میشد
دلم چو مرغ گرفتار بال و پر میزد

تمام شب به خیال تو رفت و می دیدم
که پشت پرده اشکم سپیده سر میزد...
🌿 🍃 🌿 🍃 🌿 🍃 🌿 🍃 🌿 🍃 🌿 🍃 🌿 🍃 🌿 🍃 💕 💕
دیدگاه ها (۱)

#باران 🦋🫰🏼«بابای مهربانم… نمی‌دانم این نامه را کجا باید پست ...

سناریو و وانشات توکیو ریونجرز ا/ت و مایکیشب کریسمس در توکیو ...

🍒🍃رود اشکم که به دریاچه ی غم می ریزدخوابم از حالت چشم تو به ...

پروانه جان

پارت: 9 (بخش3) **زاویه دید: هیزل*«گفتم نمی‌دونستم.» زین یک ق...

.#دلیاخــــــــلاقم ...............    حکم ميکــــــنه.........

Forbidden love①⓪کوک: ا/ت من الان برمی‌گردما/ت: لازم نکرده دس...

𝕾𝖎𝖑𝖊𝖓𝖈𝖊 🖤🥀 سکوت𓆩 پــارت پــنجم 𓆪 🖤🥀صدای ...

✧ᏕᎮᏗᏒᏦ✧𝟚_بخش اول_اگر روزی تورا ببوسم و وارد جهنم شوممی‌توانم...

part:5{این رمان درخواستی است و به گفته خود فالور نوع نوشتار ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط