{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

(باکوگو دوستت دارم)پارت۶ ادامه پارت قبل.از زبان باکوگو. ز

(باکوگو دوستت دارم)پارت۶ ادامه پارت قبل.از زبان باکوگو. زمان:قبل از ناپدید شدن دکو:

وقتی دیدم میدوریا دوست نداره من به اون نزدیک شم برگشتم وبه سمت UAرفتم.دوساعت شده بود که دکو ناپدید شده بود بچه ها نگرانه دکو بودن من از همه بیشتر با خودم گفتم نکنه که وقتی برگشتم به UAلیک تبه کارا رفتن سراغ میدوریا.

ادامه داستان از زبان ایزوکو
زمان :حال

بعد از گفتن این جمله که می‌کشمت نگرانم کرد به شیگاراکی گفتم :بزار برای دوستم کاچان یه نامه بنویسم که ازم باخبر شه، اون باهزار خواهش و تمنا قبول کرد من نامه رو نوشتم .اونا نامه رو دادن به پست چو اگه خودشون شخصن می‌دادنش گیرشون می داختن .


ادامه از زبان باکوگو

فرداکه شد دیدم که یه نامه برام اومده اما نه نامی و نه نشانی نامه رو باز کردم توی نامه نوشته بود :
سلام کاچان با اینکه دوروز بیشتر نگذشته من دلم برات تنگ شده من این نامه رو نوشتم تا بگم نگرانم نباش من حالم خوبه و من گیره لیگ تبه کارا افتادم لطفاً خواهش میکنم نیا منو نجات بده من حالم خوبه. دوست خوبه تو ایزوکو میدوریا😊. همین یه نامه کافی بود تا منو نگران تر کنه.


ادامه پارت بعد
دیدگاه ها (۰)

(باکوگو دوستت دارم)پارت۷ پارت آخر از زبان باکوگو:من تا نامه ...

سناریوی شماره ۲ تک پارتی.اسم:دکو تنهام نذار.زمان وقتی دکو از...

(باکوگو دوستت دارم) پارت۵ ادامهکلاس تموم شد. من به سمت خوابگ...

پارت ۴(باکوگو دوستت دارم ) ادامه پارت قبل باکوگو گفت:آهان او...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط