(دوستت دارم باکوگو) پارت۵ ادامه
(دوستت دارم باکوگو) پارت۵ ادامه
کلاس تموم شد. من به سمت خوابگاه UA رفتم اما باز باکوگو اومد سمت من. من هی خواستم ازش دور شم اما اون به من نزدیک تر شد دیگه مجبور شدم که از
اون فور ال استفاده کنم تا بتونم ازش دور شم اما اون از کوسه انفجارش استفاده کرد تا بتونه به من برسه منم دیگه هیچ کاری نمی تونستم بکنم برای همین سرعتمو زیاد تر از قبل کردم و از UA فرار کردم و بالاخره تونستم ازش دور شم همین طوری داشتم میرفتم حس کردم یکی پست سرمه اول فکر کردم کاچانه اما بعد متوجه شدم که یکی جلوی چشممو گرفت نتونستم جلومو
ببیم بعد یکی یه آمپول بیهوش کننده زد به بازوم ومن بیهوش شدم. ........
بعد از دوساعت به هوش اومدم دیدم که روی یه صندلی نشستم دست و پام بسته بود. من تومورو شیگاراکی رو دیدم. شیگاراکی به من گفت: نگران نباش زود می کشمت و قدرت وان فور ال رو به دست میارم (با خنده شیطانی)
ادامه پارت بعد 💚👑ازم نخواین اسپویل کنم😁مرض دارم
کلاس تموم شد. من به سمت خوابگاه UA رفتم اما باز باکوگو اومد سمت من. من هی خواستم ازش دور شم اما اون به من نزدیک تر شد دیگه مجبور شدم که از
اون فور ال استفاده کنم تا بتونم ازش دور شم اما اون از کوسه انفجارش استفاده کرد تا بتونه به من برسه منم دیگه هیچ کاری نمی تونستم بکنم برای همین سرعتمو زیاد تر از قبل کردم و از UA فرار کردم و بالاخره تونستم ازش دور شم همین طوری داشتم میرفتم حس کردم یکی پست سرمه اول فکر کردم کاچانه اما بعد متوجه شدم که یکی جلوی چشممو گرفت نتونستم جلومو
ببیم بعد یکی یه آمپول بیهوش کننده زد به بازوم ومن بیهوش شدم. ........
بعد از دوساعت به هوش اومدم دیدم که روی یه صندلی نشستم دست و پام بسته بود. من تومورو شیگاراکی رو دیدم. شیگاراکی به من گفت: نگران نباش زود می کشمت و قدرت وان فور ال رو به دست میارم (با خنده شیطانی)
ادامه پارت بعد 💚👑ازم نخواین اسپویل کنم😁مرض دارم
- ۲۲
- ۳۱ مرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط