{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

کنار سنگ سردی می نشینم که هیچ #نامی روی آن ننوشته اند؛

کنار سنگ سردی می نشینم که هیچ #نامی روی آن ننوشته اند؛
هیچ چراغی برایش روشن نکرده اند؛ هیچ #شمعی برایش نمی سوزد و هیچ عودی بالای سرش عطر نمی افشاند.
خوب که فکر می کنم، این سنگ سرد روی زمین جای تو نیست. نام تو با خط سرخ بر سینه ی آسمان حک شده است.

تو از تبار #خورشیدی و جای تو در اوج آسمان است.آری!
آسمان هفتم، جایی که #فرشتگان بی وقفه طوافت می کنند.

چه نیازی به شمع است!
تو که خود شمع تمامی و ذره ذره تمام وجودت آب شده است تا روشنگر شبهای تار ظلمت باشی.
چه نیازی به چراغ است!
تو خود چراغ راه همه ای و چشمه ی جوشان #نور و #معرفتی.
چه نیازی به عود و عنبر!
تو خود سرچشمه ی زلال عطر ایثاری.
ایثاری که در آن جسم و جان و تمام وجودت تقدیم #خدا کردی.
حتی نامی برای نوشتن بر سنگ مزارت برجای نمانده است.
ای غریب آشنا!
هوای اطرافت، حال و هوای حرم امام #رضا(ع) را دارد. در کنار خاک سردت، گرمی دستان خدا احساس می شود.
در نزدیکی تو چقدر خدا به ما نزدیک است.
جای چهره آسمانیت، #لاله ی سرخی قاب شده است که از لابه لای گلبرگهایش، نور حضورت دیدنی است.
تمام نانوشته های مزارت را با جان و دل می خوانم و آنها را به وسعت یک عمر به خاطر می سپارم و در گوش زمان زمزمه خواهم کرد.
#شهید #شهادت#شهادتت_مبارک #شهادت_طلبی #مذهبی #مذهبیون
#مذهبی_خاص#مذهبی_ها #شهید_گمنام #شهید_جمهور
دیدگاه ها (۸)

«آدم #امن زندگیت که خودشو تو خوشیا بهت ثابت نمیکنه،#امن بودن...

میدانم که میایی از مغرب آسمان .. میایی و به #کعبه تکیه میدهی...

اسم رمان《 چشم های بی انتها 》پارت ۳باد از هر طرف میوزید اسمان...

«برای رزالین» تاریکی اتاق انگار نور امیدش را ربوده بود. خسته...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط