{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

تقصیر دلم بود که چشمان تو را خواست

تقصیر دلم بود که چشمان تو را خواست
این سر به هوا مثل خودم عاشق دریاست

درگیر نگاهت شد و تا بام تو پر زد
بیچاره ندانست که این اول بلواست

شاعر شد از آن روز که چشمان تو را دید
این ولوله در شعر من از چشم تو برپاست

چشمان تو آمیزه ای از شور و ترانه است
آنجا که غزل نیز فراگیر و مهیاست

ناز تو نیاز دل دیوانه ی من شد
من شاعر چشم تو که بی وقفه تماشاست

آنقدر مرا در نفست جای بده که
این از نفس افتاده بگوید که مسیحاست

جرم تو که نیست این همه من عاشقت هستم
تقصیر دلم بود که چشمان تو را خواست..... ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌
دیدگاه ها (۲)

ما امروز در دنیایی زندگی می کنیم که حقایق نیز مثل سایر موجود...

تو می رویبرای رفتن تو راه می شوم !تو پلک می زنیو منبرای چشم ...

از آخرین باری که کسی رو دوست داشتم چیز زیادی یادم نیستاز آخر...

هیچوقت یادم نمیره...ده - یازده سالم که بود تو بازی با بچه ها...

حال دلتون کوک ❣️❣️❣️❣️چشمانِ تو آرامشِ دریاست عزیزممژگانِ تو...

چندمین طعمه‌ی تو بود دلم، راست بگو!بجز از عشق دگر، هر چه دلت...

#عاشقانه_های_من#شعر #شعر_های_زیبا#زیبا #خاص #عاشقانه #دلبران...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط